تبليغاتX
اعتقادي .آزادي بيان. سياسي. نظامي

اعتقادي .آزادي بيان. سياسي. نظامي

به وبلاگ من(سرافراز به نام ايران عزيز) خوش آمديد:

بیحجابی که اساس خانواده را می جوند

تابستان بدحجاب در راه است، برخي براي بدحجابي و تبرج در جامعه،‌ ساماندهي شده‌اند تا در خيابان‌ها با نوعي لباس و مو در ساعات خاصي از روز ظاهر شوند. اينها يك اقليت هستند كه در چارچوب جنگ نرم و ناتوي فرهنگي، مأموريت دارند در خيابان‌ها مانور دهند.
پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا-حميد خسروخاني ، بعضي‌ها مي‌گويند، شهر در قرق بدحجاب‌هاست. برخي با اين واژه «بدحجاب» مسئله دارند و بي‌حجاب را درست‌تر مي‌دانند. بر اساس احكام اسلامي، مرد زن بايد در ديدار با نامحرم، چشم فرو اندازند اما اقتضائات كار و زندگي اجازه مداومت در اين امر را نمي‌دهد. واقعا بدحجاب‌ها زيادند؟ آزادي اكثريت جامعه را يك اقليت سلب كرده‌اند؟ اگر زيادند چرا اقليت‌ مي‌خوانندشان؟ پليس در سال 87 اعلام كرده بود كه 50 تا 100 هزار نفر بدحجاب در تهران داريم و البته همين‌ها چهره جامعه اسلامي ما در مقابل ديگر مسلمانان جهان را خدشه‌دار كرده‌اند. آيا اين اقليت، مي‌خواهند آزادي يك اكثريت مطلق را سلب كنند؟

زنان محجبه بيكار نيستند كه در خيابان‌ها رها باشند

راهپيمايي روز 22 بهمن، دوربين‌ها حضور مردم در سراسر كشور را نشان مي‌دهند. خانم‌هاي محجبه سطح شهر را گرفته‌اند. اينها در روزهاي ديگر سال كجا هستند؟ علي بهمني، يك كارشناس علوم تربيتي در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد: «خانم هاي محجبه معمولا انسان‌هاي هدفمندي هستند. آنهايي كه خانه‌دارند به امر تربيت‌ فرزندان و رتق و فتق امور منزل، مي‌پرازند و البته مسئوليت رسيدگي به درس و تحصيل بچه‌ها به عهده آنهاست. آنهايي كه شاغل هستند در محيط‌هاي كاري حضور دارند. يا در مراكز دانشگاهي مشغول تحصيل هستند. خلاصه زن محجبه، بيكار نيست كه در خيابان‌ها حضور پررنگي داشته باشد و اينها اكثريت جامعه ما را تشكيل مي‌دهند.»

وي ادامه مي‌دهد: «كشور ما در حال حاضر حدود 74 ميليون نفر جمعيت دارد كه نيمي از آن‌ها خانم‌ها هستند. حدود 99 درصد مردم ما مسلمانند و اكثريت مطلق آنها، پايبند به اصول و احكام اسلامي. حيا امري است كه در ميان كم اعتقادها هم وجود دارد اما يك اقليت كوچكي، چنان مي‌نمايانند كه بدحجابي زياد است.»

لاله افتخاري عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز به فارس مي‌گويد: «برخي براي بدحجابي و تبرج در جامعه،‌ ساماندهي شده‌اند. در خيابان‌ها با نوعي لباس و مو در ساعات خاصي از روز ظاهر شوند. اينها يك اقليت هستند كه در چارچوب جنگ نرم و ناتوي فرهنگي، مأموريت دارند در خيابان‌ها مانور بدهند.»

سوال اينجاست، آيا اين افراد و آن كساني كه بدون داشتن مأموريت و صرفاً به دليل علائق و اعتقادات خود،‌بدحجابي را انتخاب كرد‌ه‌اند با مردم‌سالاري به مخالفت برنخاسته‌اند؟ آيا حجاب، خواسته اكثريت ملت ايران نيست؟ آيا طبق قانون اساسي كشور مبتني بر احكام قرآن و رأي مردم اداره نمي‌شود؟ لاله افتخاري نماينده مردم تهران در اين زمينه هم پاسخ مي‌دهد: «كساني كه با ظاهر بدحجاب به خيابان مي‌آيند به مخالفت با مردمي برمي‌خيزند كه رأي 98.2 درصدي به جاري شدن احكام اسلامي مي‌دهند. آنها حقوق شهروندي اكثريت مطلق مردم را زير پا مي‌گذارند.»

وي مي‌افزايد: «آنهايي كه به جمهوري اسلامي رأي داده‌اند به احكام اسلام دلبستگي دارند و انتظار دارند حق آنها از طريق رعايت عفاف و حجاب تأمين شود.»

بي‌قيدي‌ها و تهديد سلامت خانواده‌ها

راهروهاي دادگاه‌هاي خانواده پر است از زن‌ها و مردهايي است كه براي طلاق آمده‌اند. «دلايل اقتصادي و اعتياد عمده مشكلات بوجود آورنده طلاق به حساب مي‌آيند اما كارشناسان و روانشناسان معتقدند به جز اعتياد، در ديگر دلايل طلاق، يك مسئله هميشه مغفول واقع مي‌شود. زنان و مردان جوان در ظاهر به مسئله اقتصاد اشاره مي‌كنند اما كمي كه به كنكاش در دلايل وقايع بپردازيم، ريشه قضيه معلوم مي‌شود. اينكه آن اعتقادات گذشته به خانواده وجود ندارد. وقتي به مجردها رجوع مي‌كني باز هم دلايل اقتصادي را بهانه مي‌كنند براي ازدواج نكردن اما آمار فرار از ازدواج در جوان‌هاي برخوردار به لحاظ مالي، بيشتر است.» اينها حرف‌هاي «محمد تاجري» روانشناس است.

وي ادامه مي‌دهد: «مردي كه به چشم چراني عادت كرد و به تنوع‌طلبي خود ميدان داد در انتخاب همسر دچار مشكل خواهد شد. اگر ازدواج هم كند بعد از چند ماه، به عادت گذشته خود برمي‌گردد.»

وي مي‌افزايد: «زني هم كه عادت به نمايان كردن خود دارد و دائماً به فكر جلب توجه مردان ديگر است، در انتخاب همسر دچار مشكل خواهد شد و عادت خود را پس از ازدواج هم بروز مي‌دهد. اين افراد چه زن و چه مرد معني عشق را از بين مي‌برند. چون توجه همزمان به چند نفر در بحث روابط زناشويي، عشق نيست، هوس است. بنابراين بهتر است خانم‌ها با رعايت حجاب از تبرج و نمايان كردن خود در مقابل مردان متعدد بپرهيزند و مردان نيز از گناه چشم‌چراني كه آثار رواني وحشتناكي دارد خودداري كنند تا كارشان به دادگاه نكشد و مجبور شوند مشكلات اقتصادي يا نداشتن تفاهم را بهانه‌اي براي جدايي قرار دهند.»

ضربات اقتصادي بدحجابي به كشور

بدحجاب‌ها به اقتصاد كشور هم لطمه وارد مي‌كنند. اين سخن ورد زبان اكثر كساني است كه با بحث واردات كالا در ارتباط هستند. بر اساس آماري كه سال 2008 مركز تحقيقات بين‌الملل وابسته به اتحاديه اروپا منتشر كرد ايران با واردات و مصرف سالانه 1.2 ميليارد دلار لوازم آراشي،مقام هفتم را از اين حيث در جهان دارد. اين مركز گزارش مي‌دهد: «كل مصرف مواد آرايشي در خاورميانه در سال 2008 حدود 3.7 ميليارد دلار بوده كه تقريبا 29 درصد كل مصرف آنها، سهم 14 ميليون خانم ايراني است. دليل اين حجم مصرف هم به جوان بودن جمعيت زنان ايران برمي‌گردد.»

موسسه تحقيقات بين‌المللي وابسته به مركز صادرات كانادا در گزارش سال 2007 خود، اندازه بازار لوازم آرايشي ايران را 2.1 ميليارد دلار و مركز تحقيقات بهارات در لندن اين اندازه را2 ميليارد دلار اعلام كرده است. ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز ايران نيز ورود 750 ميليون دلار لوازم آرايشي قاچاق به كشور در ماه‌هاي اخير را تأييد كرد. بختيار علم بيگي دبير انجمن صنايع شوينده، بهداشتي و آرايشي هم 80 درصد لوازم آرايشي موجود در بازار را قاچاقي يا وارداتي رسمي مي‌داند.

سايت كازمتيك بيزنس اعلام مي‌كند كه فروش محصولات لوازم آرايشي در خاورميانه رشدي 19 درصدي در سال دارد.

بر اساس گزارش اين منبع، طي سالهاي 2004 تا 2007، 30 درصد كل بازار خرده‌فروشي خاورميانه متعلق به لوازم آرايشي بوده است. البته به گزارش مركز تحقيقات اتحاديه اروپا رشد فروش لوزم آرايشي در سالهاي اخير در خاورميانه به 8 درصد رسيده است كه بحران اقتصادي جهاني و تركيدن حباب اقتصاد برخي كشورهاي عربي منطقه، از مهم‌ترين دلايل به حساب مي‌آيد.

طبق برآوردها ميانگين مصرف لوازم آرايشي هر فرد در خاورميانه سالانه 334 دلار است هر چند برخي گزارش‌هاي تأيد نشده مصرف ماهانه لوازم آرايشي در زنان ايراني را 12هزار تومان اعلام كرده است.

«اين بدان معناست كه ميانگين سالانه مصرف لوازم آرايشي در ايران 96 دلار است حال آنكه اگر در ميان خانم‌هاي بدحجاب تحقيقي صورت بگيرد اين عدد به همان رقم 334 دلار در سال نزديك مي‌شود چرا كه درصد بالايي از اين لوازم را زنان بدحجاب مصرف مي‌كنند و درصد بسياري كمتري توسط خانم هيا محجبه كه معمولا در محيط خانه از آن استفاده مي‌كنند، مصرف مي‌شود.» اين برآورد را يك واردكننده عمده لوازم آرايش فقط در خانه يا عروسي‌هايي كه خانم‌ها و آقايان جدا هستند استفاده مي‌كند.» او كه اصرار دارد نامش فاش نشود ادامه مي‌دهد: «اگر مي‌خواهند جلوي بدحجابي را بگيرند بايد واردات اين نوع كالا را رونق بيندازند. چون من و امثال هر چيزي را وارد مي‌كنيم.»

بر اساس آمار اتحاديه اروپا 14 ميليون خانم ايراني، مشتري لوازم آرايش‌اند. اگر هر كدام سالانه همان 96 دلار يا 100 دلار لوازم آرايشي مصرف كنند رقمي نزديك به 1.4 ميليارد دلار مي‌شود و اگر با ميانگين 334 دلار در نظر بگيريم به حدود 4.5 ميليارد دلار خواهد رسيد. مردم و مسئولان بايد بدانند كه غربي‌ها از ترويج بدحجابي‌ در كشور سود مي‌برند، هم سود مادي و هم سود فرهنگي.

اثرگذاري والدين بر پوشش فرزندان

تربيت خانوادگي، در نوع پوشش فرزندان تاثير اصلي را دارد. آيت الله مجتبي تهراني در جلسه درس اخلاق با تأكيد بر اين نكته مي‌گويد: «پدر و مادر بايد بنگرند كه از نظر پوشش، فرزند را به ياد خدا مي‌اندازند يا شيطان؟ يعني وقتي فرزند پيكره پدر را مي‌بيند، دارد از او الگو مي‌گيرد، پدر بخواهد يا نخواهد دارد فرزندش را آموزش مي‌دهد.»

وي ادامه داد: «مادر بايد اسوه حسنه باشد. پوششي را كه پدر دارد بخواهد يا نخواهد به فرزندش آموزش مي‌دهد. پوششي را كه مادر دارد چه بخواهد چه نخواهد، از طريق ديداري آموزش مي‌دهد. او به فرزندش حيا، عفاف و پاكدامني را آموزش مي‌دهد يا سركوب كردن حيا در درون او را. بحث اينكه پدر و مادر اراده كرده باشند يا نباشد نيست. همين كه پوششي را به تن كردند، آن را به فرزندان خود آموزش مي‌دهند.»

آيت الله مجتبي تهراني به پوشش حضرت زهرا (س) در زمان ايراد خطبه در مدينه مي‌پردازد و مي‌گويد:
«حضرت زهرا (س) وقتي خبردار شدند كه مهاجر و انصار در مسجد جمع‌ شده‌اند،‌ خمار بر سر مباركشان بستند، به نحوي كه تمام سر و گردن را پوشاند. جلباب پوشيدند كه نوعي پوشش سراسري بوده كه روي لباس‌ها مي‌پوشيدند. الان در مناطق غرب نشين به آن عبا مي‌گويند و ما مي گوييم پوشش برتر، يعني چادر. ضمن اينكه ايشان در ميان اعوانشان به مسجد رفتند تا حتي پيكره‌ ايشان ديده نشود.»

بنابراين حضور در جامعه براي زنان و مردان داراي شرايطي است. بسياري از خانم‌ها از نوع پوشش برخي آقايان گله‌مندند. اينكه لباس‌هاي نامناسب مي‌پوشند و با مو و ظاهري نامتجانس با فرهنگ و اعتقادات مردم ظاهر مي‌شوند.لاله افتخاري نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي به اين مسئله اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «مسئله پوشش اسلامي، زن و مردم نمي‌شناسد. بحث نگاه با نامحرم هم همينطور، زن‌ها هم بايد از نگاه به نامحرم بپرهيزند. رعايت حجاب و نگاه قطعا آمار طلاق را پايين مي‌آورد.»


مسئولان درباره حجاب فرافكني نكنند

افتخاري به فارس مي‌گويد: «مسئولان مرتبط با بحث حجاب و عفاف گاه با فرافكني و برعهده يكديگر انداختن اين بحث، كار زيربنايي انجام ندادند. اكنون همه مسئولان مي‌پرسند كه چرا كم كم، ظاهر افراد دچار تغيير مي‌شود. از اين رو به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يكماه مهلت داده شد تا براي اين امر، يك كار موثر انجام دهند. چرا كه بحث حجاب از جنبه قانون اساسي و شرع مقدس قابل بررسي است و بايد در جامعه جاري و ساري شود.

بسياري از كارشناسان معتقدند كه حجاب بايد به قانون تبديل شود و حدود آن مشخص باشد. برخي نيز معتقدند كه حجاب بايد به دغدغه همه مردم تبديل شود و مردم به بدحجاب‌ها تذكر بدهند. با اين حال برخي از بدحجاب‌ها، افرادي هتاك هستند و مردم از ترس آبروي خود، به آنها كاري ندارند. البته طرد اين افراد از محيط‌هاي اجتماعي كه با بي‌اعتنايي و جدا شدن از اين افراد، قابل انجام است، راهكاري است كه كارشناسان توصيه مي‌كنند.

تابستان در راه است و بدحجابي‌ها در حال افزايش. لباس‌ مناسب براي محجبه‌ها در بازار آنقدرها زياد نيست. يك راننده تاكسي مي‌گويد: «مي‌خواستم براي دخترم مانتو بخرم. مانتوهاي بلند همه مجلسي‌اند در حالي‌كه دختر من براي دانشگاه مانتو مي‌خواهد. همه مانتوها كوتاه و تنگ هستند. مي‌گويند مي‌خواهند جلوي بدحجابي را بگيرند. چرا با توليد‌كنندگان و واردكنندگان اين نوع لباس‌ها برخورد نمي‌شود.»

او كه خود را قربانعلي طالبي معرفي مي‌كند مي‌افزايد: «من به دليل شغلي كه دارم دائما در خيابان‌ها هستم. وضع حجاب روز به روز بدتر مي‌شود و كسي به فكر نيست. لباس‌هاي تنگ، آرايش‌هاي غليظ و زننده، پسراني كه با مدل‌‌هاي مو و لباس جلف در جامعه هستند در حال بيشتر شدن است. مگر اينجا يك جامعه اسلامي نيست چرا جلوي اين بي‌بند و باري‌ها را نمي‌گيرند؟
سایبری:فارس

+ نوشته شده در  89/03/07ساعت 23:42  توسط رضا قمی  | 

نامه نگاری انیشتین با آیت الله بروجردی که موجب شیعه شدن او شد

نامه نگاری انیشتین با آیت الله بروجردی که موجب شیعه شدن او شد
آلبرت اینشتین در رساله  ی پایانی عمر خودنوشت اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کامل ترین و معقول ترین دین می­داند و در نامه  ای می نویسد با صمیمانه  ترین سلام ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام
پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا؛آلبرت اینشتین در رساله  ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کامل ترین و معقول ترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه  ی اینشتین با آیت­ الله العظمی بروجردی  است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.
 
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج  البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه  مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی  شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می  کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می خورد و آن ظرف واژگون می شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می گردند مشاهده می کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه  ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می نویسد....

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل ) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهدشد.

اینیشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"
 
سوال اینجاست؟؟ 

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی دهد؟

سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه  ترین سلام ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) از سال 1954 است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلیداکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقت نامه  ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است ؛برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم - در ایران – می دانند : من در آوگوست 1939 طی نامه ای به روزولت (رئیس جمهور وقت آمریکا ) او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل ترین و ... خونسردترین ابرقدرت های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد یدگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برا مسیحیان کاتولیک جهان ؛ از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی های آلمان – استفاده شود سپس من نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم ؛ ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد
 
اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه افتاد و توصیه  های من و روزولت را از یاد برده دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می شود و پیرتر می شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم
 
در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم
 
باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس های کوچک تر نیز همواره ناکام بوده ام
 
هنگامی که ورزش های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد
 
من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج می دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!//  آری ! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد
 
حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورد!! و اکنون ای جناب بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می دانستند – بپذیرم؟
 
خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.
+ نوشته شده در  89/03/07ساعت 23:8  توسط رضا قمی  | 

نامه توهین امیز هاشمی به امام

نقدی بر نامه توهین آمیز هاشمی به امام خمینی
نامه سرگشاده آقای هاشمی به رهبر معظم انقلاب اسلامی در 19 خرداد 88 که سر آغاز فتنه ای عمیق شد و شکست جریان فتنه موجب از دست رفتن مشروعیت وی گردید،
پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا؛حجت الاسلام قاسم روانبخش دبير سياسي نشريه پرتو در بلاگ شخصی خود نوشت؛
 
اخیرا سایت آقای هاشمی رفسنجانی نامه ای از وی به امام راحل در سال 59 منتشر کرد که بسیار جای تامل دارد. این نامه را از دو جهت مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

الف: نقد جانبی

1) هدف از انتشار این نامه در شرایط کنونی چیست آیا فقط ارزش تاریخی دارد یا منتشر کننده آن از انتشار در این زمان، هدف خاصی را دنبال می کند؟ به نظر می رسد نامه سرگشاده آقای هاشمی به رهبر معظم انقلاب اسلامی در 19 خرداد 88 که سر آغاز فتنه ای عمیق شد و شکست جریان فتنه موجب از دست رفتن مشروعیت وی گردید، مهم ترین موضوعی است که امروز برسر زبان ها به عنوان گلایه از آقای هاشمی مطرح است. نوشتن چنین نامه ای به اندازه ای زشت و توهین تلقی شد  که هنوز پس آز گذشت قریب به یک سال از صدور آن، مردم در مجامع و محافل مختلف خواهان عذر خواهی رسمی وی از ملت و رهبری هستند. آقای هاشمی برای خروج از این بن بست و برای عادی جلوه دادن آن نامه یک بار در پایان سال 88 اظهار داشت که مقام معظم رهبری به من گفته اند این نامه طبیعی بوده است و در این اقدام با انتشار نامه خود به امام ره که با ادبیات تندتری نوشته شده است در صدد عادی و طبیعی جلوه دادن آن است و جالب این که آن نامه نیز مثل نامه به رهبری به دون سلام واحترام آغاز شده است! از آن جایی که مرکز دیگری برای تایید یا رد محتوای نامه وجود ندارد، معلوم نیست که آیا نامه به امام هم به دون سلام و احترام آغاز شده یا برای شبیه سازی حذف شده است. به هر حال چنان چه در  آن نامه نیز ادب و احترامی در کار نبوده است می توان از آن به "عذر بدتر از گناه" تعبیر کرد .
2) گرچه عنوان "النصیحة‌ لایمة‌ المسلمین" به معنای خیرخواهی برای امام مسلمین است ولی نفس نوشتن چنین نامه ای برای حضرت امام ره با این ادبیات و انتشار آن، نشان گر نوعی روحیه برتری طلبی است که وی خودش را از امام نیز بالاتر می دانسته است؛ از این رو با زبان نصیحت و توصیه و توبیخ با امام و جانشین امام زمان عج سخن گفته است.

3) نامه نگاری به آیت الله خامنه ای را نمی توان به نامه نگاری به حضرت امام ره مقایسه کرد، زیرا نامه به حضرت امام به صورت محرمانه نوشته شده و پس از 29 سال منتشر کرده است ولی نامه به مقام معظم رهبری به صورت سرگشاده آن هم در شرایط فتنه ـ فتنه عمیق ـ که دشمن در صدد براندازی نظام بود. نامه سرگشاده هاشمی به مقام معظم رهبری و تیتر شدن آن در روزنامه ها وسایت ها و رسانه های غربی آتش تهیه حمله های سنگین به نظام و رهبری بود؛ بنا براین، قیاس این دو نامه با یکدیگر قیاس مع الفارق است.

4)چنان چه نامه وی را با نامه آیت الله بهشتی که در همان ایام به امام ره نوشته شده مقایسه نمایید خواهید دید تفاوت از کجاست تا به کجا! نامه شهید بهشتی که در تاریخ 22 اسفند یعنی 3 روز قبل از نامه هاشمی نوشته شده است با این جمله آغاز می شود:

"استاد و رهبر بزرگوار،‌السلام علیک و رحمة‌ الله و برکاته

سنگینی وظیفه،‌فرزندتان را بر آن داشت که این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایقی ر ابه عرضتان برساند" سپس با تبیین ویژگی های دو بینش حاکم بر کشور در آن روز، موقعیت و شرایط آن روز را خیرخواهانه به رهبر انقلاب اطلاع می دهد نامه ای استراتژیک که امروز هم می تواند مبنای عمل انقلابیون قرار گیرد. در پایان هم با این ادبیات نامه را ختم می کند "این بود خلاصه ای از آن چه لازم دانستم با آن پدر بزرگوار و رهبر عزیز در میان بگذارم،‌تا مثل همیشه با تصمیم پیامبر گونه تان راه را برای ما وهمه مردم مشخص کنید و دعایم این است که خدایا امام عزیزمان را در این تصمیم گیری های دشوار یار و راهنما باش."(متن کامل نامه در کتاب " نگاهی به عملکرد یک رییس جمهور" ص216موجود است)

5) گرچه آقای هاشمی در برنامه" فوق العاده" که در سال 85 از شبکه 3 پخش شد، درمصاحبه با فرزاد حسنی گفت من نسبت به امام خیلی گستاخ بودم! ولی گستاخی ایشان را تا این اندازه و با این ادبیات باور نمی کردیم!  در بخشی از این نامه آمده است" احساس می‌کنم که روابط و ملاقات های ما با جنابعالی، صورت تشریفاتی به خود می‌گیرد و محدودیت هایی در طرح و بحث مطالب –من جمله خوف از این که جنابعالی موضع‌گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید- به وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارت بار باشد."

"آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل این ها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟ البته اگر مصلحت می‌دانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگوئید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلاء قم و ائمه جمعه و جماعات و ... در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بی‌طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعداً تاریخ چگونه قضاوت می‌کند؟.... ما جایز نمی‌دانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از همراهان سابق، قیافه بی‌طرف بگیریم و به اصطلاح جنت مکان و بی‌آزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه می‌مانیم و از مشکلات، مخالفت ها و تهمت ها نمی‌هراسیم و به صلاحیت رهبری جنابعالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است."

6) براستی اگر کسی در همین زمان با آقای هاشمی با همین ادبیات صحبت کند ایشان نسبت به او چه موضعی خواهد گرفت آیا او،خانواده و دوستانش آن را تحمل خواهند کرد و آیا نخواهند گفت انتشار چنین نامه ای موجب تخریب و مظلومیت آقای هاشمی است؟ آیا به کار بردن واژه تشریفاتی در باره ملاقات های امام با مسؤولان و این که امام موضع گیری های آقای هاشمی را رقابت سیاسی تلقی کنند (رقابت سیاسی با چه کسی؟) توهین آشکار به امام ره نیست؟ آیا انتشار نامه در این شرایط با این ادبیات  آن هم در هنگام سالگرد رحلت امام ره شکستن قداست آن بزرگوار نیست ؟! ای کاش این نامه در همان زمان منتشر می شد تا معظم له به این گونه اظهارات سخیف پاسخ در خوری می دادند و شخصیت این گونه افراد در پس پرده نمی ماند که امروز آشکار شود. بی تردید چنان چه این نامه و مذاکرات گستاخانه! ایشان با امام ره در آن زمان منتشر می شد موضع مردم همان موضعی بود که امروز در برابر وی دارند و شعارها همان شعار هایی که در 9 دی بر زبان ها جاری شد؟

ب: نقد محتوایی

1) اتهام آسایش طلبی و بی خطی به امام ره گناه نابخشودنی است، زیرا اتهام به شخصیتی است که عمر خود را وقف اسلام و مسلمین کرده و لحظه ای عافیت دنیا را بر سختی های آن ترجیح نداده است. براستی امام در کجای عمر با برکتش به دنبال عافیت طلبی و آسایش طلبی بوده است که در ماجرای بنی صدر چنین باشد! اتهام بی خطی به امام ره یعنی زیر سؤال بردن میزان و شاخص انقلاب! اگر کسی ترازو را زیر سؤال ببرد دیگر چه می ماند. شخصیتی که امروز نیز پس از گذشت بیش از 21 سال از رحلتش هم چنان معیار و شاخص حق برای همه حق جویان جهان است. افزون بر این که اتهام بی طرفی به امام نیزدر ماجرای بنی صدرجفا به ایشان تلقی می شود. امام در نامه 6/1/67 به منتظری می نویسد والله من به بنی صدر رای ندادم، خود بنی صدر هم در اظهارات اخیرش در سال 88 همان نکته را تایید می کند و می گوید امام ره مرا خواست و از من خواست کاندیدا نشوم. ولی مرام و منش امام این بود که با مردم کنار می آمد و به انتخاب آن ها احترام می گذاشت امام با تدبیر و با حکمت و صبر و حوصله و دادن اختیارات بیشتر به بنی صدر راه هر بهانه را بر وی بست و به مردم بصیرت بخشید که خود به این تصمیم برسند که بنی صدر را اشتباها برگزیده اند و باید او را از ریاست جمهوری عزل کرد. البته اگر امام در همان ابتدا خواست امثال آقای هاشمی را عملیاتی می کرد همین آقایان امام ره را به استبداد در رای متهم می کردند چنان که در برخی موارد دیگر که امام پیشنهاد آن ها را نپذیرفته اند شبیه این مضامین را نسبت به امام به کار گرفته اند. از این رو، چنان چه این گونه تعابیر، جدی باشد نشانه کم عمقی دید سیاسی ایشان است، چرا که هرکس کمترین اطلاعات سیاسی داشته با شد می داند نقش رهبری نظام در اداره جامعه با یک سرباز بسیار متفاوت است. تفسیر کردن تدبیر امام به عافیت طلبی و بی خطی نشان از عدم اعتقاد قلبی به ولایت است.   

2) در بخش دیگری از نامه آورده است "خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در این گونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیل هائی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها است."

این بخش از نامه نشان گر این نکته است که آقای هاشمی برخی اوقات از دستور رهبری سرباز می زده و آن چه را که خودش می فهمیده عمل می کرده است. آن روزی که امام اجازه ورود افراد تارک الصلوة‌ یا افراد متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی دادند یا از حضور زنان بی حجاب در ادارات مخالف بودند و وجود موسیقی و زن بی حجاب در تلویزیون را تحمل نمی کردند آقای هاشمی به جای اجرای اوامر معظم له،‌نظرات ایشان را با تعدیل هایی به اجرا در می آورده است! با این اعتراف آیا نمی توان اوضاع نابسامان فرهنگی که امروز در دانشگاه ها، ادارات و خیابان ها شاهد آن هستیم معلول این گونه تعدیل ها دانست؟ البته موضع گیری ها و ساخت فیلم انتخاباتی آقای هاشمی در انتخابات 84 و اظهارات وی مبنی بر آزادی هر نوع مد و لباس نشان از این حقیقت دارد که او هنوز بر همان دیدگاه قبلی اش باقی است و نگاه امام را نسبت به مساله عفاف و حجاب قبول ندارد. براستی اگر فرمایش امام در موارد فوق تندروی تلقی نمی شد و دقیق به اجرا در می آمد امروز کسانی که در پناه این فکر رشد کرده اند جرات نمی کردند حجاب را امری شخصی  بدانند و پلورالیزم دینی و سکولاریزم و لیبرالیزم را در جامعه ترویج کنند. معنای ولایت پذیری این است که سخن امام آن گونه که هست باید عمل کرد نه آن گونه که خودمان می خواهیم و می پسندیم. معنای تعدیل کردن سخن امام آن است که ما خودمان را جلوتر از رهبر می دانیم. بسیار روشن است که اکثر انحرافاتی که در جهان اسلام شکل گرفته از اجتهاد در برابر نص کلام پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) بوده است.

 3)آقای هاشمی در بخش دیگری از نامه اش خطاب به حضرت امام نوشته است: "اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالح‌تراز شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگی های شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد. "این تعبیر درست شبیه همین تعابیری است که ایشان این روزها در باره مقام معظم رهبری به کار می برد که کسی را برای رهبری بهتر از آیت الله خامنه ای نمی شناسم ولی در عمل اوامر رهبری را جدی نمی گیرد و هم چنان بر همان حرف های خود در نماز جمعه 26 تیر 88 اصرار می ورزد.تاسف بار تر این که آقای هاشمی همواره بر این نکته تاکید می ورزد که حضرت امام تحت تاثیر دیگران قرار داشته است! و از این تاسف بار تر این که در برنامه "فوق العاده " امام را تحت تاثیر سازمان منافقین دانسته است! جای بسی شگفتی است که آقای هاشمی از یک طرف از سرسختی و تاثیر ناپذیری امام نسبت به حرف های او گلایه می کند و از سوی دیگر امام را فردی تاثیر پذیر که حتی تحت تاثیر منافقین نیز قرار می گرفته معرفی می کند. البته معلوم نیست که آقای هاشمی از انتشار این گونه نامه ها در شرایط کنونی چه اهدافی را دنبال می کند؟‍!  

4) همان گونه که آقای هاشمی در برنامه فوق العاده از عکس العمل تند امام نسبت به گستاخی هایش سخن گفتند‌، ای کاش موضع امام را نسبت به این نامه گستاخانه نیز منتشر می کرد تا روشن شود که عکس العمل امام ره نسبت به این نامه چگونه بوده است؟ مع الاسف آقای هاشمی با این گونه تاریخ نگاری ها همواره یک طرفه می نویسد و این همان خطری است که اخیرا مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار دادند
+ نوشته شده در  89/03/07ساعت 23:7  توسط رضا قمی  | 

کشف اسناد محرمانه دولتی در یک ساختمان دانشگاه ازاد

دادسراي تهران طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد
كشف اسناد محرمانه دولتي در ساختمان دفتر هيات امناي دانشگاه آزاد

خبرگزاري فارس:در بازرسي از يك ساختمان دانشگاه آزاد، اسناد و مدارك زيادي درباره برخي قراردادهاي نفت و گاز، اسناد مالي غير مرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتي و نيز گزارشهاي مرتبط با يكي از متهمان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري كشف و ضبط گرديد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران در اطلاعيه دادستاني آمده است: در پي دريافت گزارشهايي مبني بر نگهداري برخي از مدارك و اسناد دولتي و محرمانه خارج از وظايف دانشگاه آزاد اسلامي در يكي از ساختمانهاي متعلق به آن دانشگاه ( طبقه ششم ساختمان محل استقرار دفتر هيات امنا ) و نيز تلاش عده اي براي خارج كردن اين اسناد و مدارك از مركز ياد شده، موضوع در دستور كار اين دادسرا قرار گرفت. 
اين گزارش افزود: پس از بررسي موضوع و تاييد صحت گزارشهاي دريافتي ياد شده توسط ضابطين ، دادستاني تهران چهارشنبه شب گذشته با صدور دستور قضايي مقرر كرد با حضور نماينده دادستان و رعايت موازين شرعي و قانوني براي يك نوبت از محل بازرسي و اسناد مذكور قبل از خروج كشف و مراتب صورتجلسه گردد. 
گزارش پايگاه اطلاع رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران حاكيست: در پي بازرسي انجام شده از محل اسناد و مدارك زيادي درباره برخي قراردادهاي نفت و گاز، اسناد مالي غير مرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتي و نيز گزارشهاي مرتبط با يكي از متهمان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري كشف و ضبط گرديد. 
اين گزارش اضافه كرد: بازرسي ياد شده در چارچوب مقررات و توسط مامورين ذيصلاح صورت گرفته است و تمامي اسناد مكشوفه صورتجلسه شده و هم اينك توسط كارشناسان مربوطه در حال بررسي است و دادسراي تهران طبق مقررات در مورد مدارك ياد شده متعاقبا اتخاذ تصميم خواهد كرد

فارس

+ نوشته شده در  89/03/07ساعت 22:33  توسط رضا قمی  | 

جوادلاریجانی:هاشمی به فلاکت کشیده شد

محمدجواد لاریجانی گفت: کارگزاران و اصلاح‌طلبان ، آقای رفسنجانی را به فلاکت کشاندند.



به گزارش خبرگزاری فارس  محمد جواد  لاریجانی ظهر پنجشنبه در همایش جنگ نرم که در مدرسه امام خمینی(ره)  قم برگزار شد گفت: زمانی که آقای خاتمی پیروز شد در روزنامه‌ها و با بیت‌المال مسلمانان آن آقای احمق نوشت که اگر ما با اسلام پیشرفت کنیم مانند این است که با دوچرخه برویم به کره ماه.
وی گفت: تفکر لیبرال افراد را شکار کرد، افرادی که در این دام افتادند بد نبودند و همه جور قشری از جمله روحانی، انقلابی و جبهه رفته و... در آنها وجود داشت و نفاق از اینجا پیدا شد.

وی افزود: آقای خاتمی زمانی که رئیس جمهور شد مانند حضرت مسیح(ع) شروع به صحبت کرد که باید جامعه را علاج کرد و از این حرف‌ها، اما یادش رفت که وظایف قانونی دارد.
لاریجانی اظهار داشت: در مقابل این حرکت رهبر انقلاب اسلامی به جای بگیر و ببندهایی که همزمان در ترکیه نیز اتفاق می‌افتاد، با تیزهوشی و صبر فو‌ق‌العاده کاری کردند که با روش‌ها و معیارهای نظام مردمی، آنها را کنار زدند که اگر غیر از این انجام می‌دادند گفته می‌شد که نظام جمهوری اسلامی نمی‌تواند خود را اداره کند اما توانست.
مشاور رئیس قوه قضاییه خاطرنشان کرد: انتخابات پیش آمد و کارگزاران و اصلاح‌طلبان زیر کت آقای رفسنجانی رفتند که باید خودت بیایی به میدان، تمام ارکان‌های سیاسی گفتند که شما خودت باید بیایی و این شخصیت را به فلاکت کشاندند.
وی با اشاره به مناظره آقایان کروبی و موسوی عنوان کرد: در این مناظره آقای کروبی رو به آقای موسوی پرسید که آیا تو کسی هستی که تا آخر خط بایستی، اینکه می‌گفت من باید لیدر این جریان باشم تئوری آخر خط را نشان می‌دهد.
لاریجانی تهاجم بعد از انتخابات را عظیم‌ترین تهاجم پس از انقلاب اسلامی خواند و گفت: میزان تردد در قم و سرمایه‌گذاری برای تشویش ذهن فقها و استفاده از تکنولوژی‌های ارتباطی همه با برنامه‌ریزی صورت گرفت. 


لاریجانی ‌در ادامه ‌اظهار داشت: ما کشوری قوی هستیم و علوم و فنون هسته‌ای داریم، اما بزرگترین و مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی آن تجربه‌ای است که 30 سال است آن را آغاز کرده و آن بنای تجربه مدنی و انسانی بر اساس عقلانیت است.
وی ادامه داد: تجربه بزرگ ایرانی و اسلامی ما ساختن نظام مدنی براساس نظام اسلامی است که مهم‌ترین و مغفول‌ترین دستاوردها است و این دستاورد بزرگ نیز به علت حساسیت خود تمام توجهات غرب را به خود معطوف کرده است.
لاریجانی تصریح کرد: اگر کشور ما یک نظام سکولار غربی داشت، حتی اگر از قدرت هسته‌ای و اتمی برخوردار بود هیچ مشکلی وجود نداشت، اما چون نیست روزانه اتهامات حقوق بشری در مورد ما وجود دارد.
مشاور رئیس قوه قضائیه با اشاره به آهنگ جهان‌گشایی غرب یادآور شد: در ابتدای کار غرب تصور می‌کرد در ایران ملاها بر سر کار آمدند و نمی‌توانند کاری از پیش ببرند و با روی کار آمدن بازرگان توسط امام خیمنی(ره) تصور کردند ایران توان اداره کشور را ندارد، اما بعد دیدند که ملاها بلد هستند و می‌دانند آن را چگونه پیش ببرند.
وی خاطرنشان کرد: پس از جنگ تحمیلی تصور کردند ایران کشوری عقب افتاده و همانند طالبان است و در نهایت شبیه کشورهایی مانند مالزی و کره جنوبی و به عنوان عقب مانده خواهد ماند.

لاریجانی گفت: اما آنها دیدند که کشور ما در برخی موارد پیشرفته‌تر است و برخی نمونه‌ها و جریانات بین المللی را شکل می‌دهد و تجربه ایران با تست‌های ساده‌لوحانه آنها جواب داده نمی‌شود.
وی گفت: اگر آقای احمدی‌نژاد در کوچه پس کوچه‌های مراکش و قاهره مورد علاقه مردم قرار گرفته است، اینها زنگ خطری برای غربی‌ها است و علت حساسیت آنها در همین موارد است.

+ نوشته شده در  89/02/11ساعت 2:26  توسط رضا قمی  | 

خانه فاطمي

همه تصمیم گیری ها در خانه فاطمی انجام شده است.رفت و آمد برخی شخصیت های سیاسی و قانون گذاری و وابستگان آنها به این خانه ،باعث می شود توجه نهادهای قضایی و نظارتی به این محفل جلب شود.در خانه فاطمی چندین مورد سوء استفاده های مالی برنامه ریزی و اجرا شده است.سامان دادن به همه ماموریت های خانه فاطمی بر عهده فردی به نام "جابر الف" بوده است.
به گزارش خبرنگار جهان جابر الف فقط از آقای (...)دستور می گرفته و برای اجرای دستورات آقای (...)حتی از ماشین شخصی وی استفاده می کرده است."جابر الف"اخیرا دستگیر شده است و به همه موارد اتهامی خود اعتراف کرده است .با این حال آقای (...) آزاد است.
چندی پیش رئیس قوه قضائیه تاکید کرده است با دانه درشت ها برخورد می کنیم .بدون شک در فصل جدید مبارزه با فساد اقتصادی بررسی نقش آقای (...)به عنوان دانه درشت در خانه فاطمی بررسی خواهد شد.چشم عدالتخواهان و همه علاقه مندان به دولت فساد گریز و فساد ستیز، به سرانجام این پرونده است.
اما در خانه فاطمی چه گذشته است؟جابر الف بعد از مذاکره با برخی از شرکا پیشنهاد یک خانه مسکونی برای پی گیری کارها ،خارج از ساختمان های دولتی را می دهد.این پیشنهاد مورد قبول اعضا قرار می گیرد.از همین رو وی مسوول پی گیری و تهیه یک محفل تیمی می شود.در نهایت از دختر خواهر ناتنی خود در خواست می کند که خانه بلااستفاده اش در خیابان فاطمی را در اختیار وی قرار دهند.
اما جابر الف چه کسی است؟جابر فردی است که در انتخابات مجلس هشتم ،چک هایی با مبالغ قابل توجه در اختیار برخی نمایندگان مجلس قرار می دهد.وی همچنین در ماجرای یک استیضاح ! چک هایی را برای برخی افراد صاحب رای و صاحب نفوذ صادر می کند.
جابر الف این چک ها را با هماهنگی آقای (...)می کشیده است.جابر الف که به دلیل تخلفات متعدد از بیمه ایران اخراج می شود ، بدون آنکه سابقه استخدامی داشته باشد در یک نهاد نظارتی به عنوان نماینده این نهاد، اسناد بیمه ایران را رسیدگی می کند و آتش اصلی گزارش جنجالی بیمه ایران را تهیه می کند.
وی که به علت حمل و فروش مواد مخدر محکومیت دارد وظیفه کار چاق کنی برای برخی افراد سیاسی را برعهده داشته است و بیشتر هرینه های خود را از حساب آقای (...)برداشت می کرده است.
به طور مشخص وی 2 چک به مبلغ 700 میلیون تومان و 2 میلیارد تومان از حساب آقای(...)برداشت کرده است.وی با اینکه مسئولیت اصلی خانه فاطمی را نداشته است اما کلیه هماهنگی ها و برنامه ریزی ها در این خانه را انجام می داده است.
یکی از کارهایی که در خانه فاطمی برنامه ریزی می شود اختلاس و سوء استفاده از بیمه کرج است.پرونده ای که چندی پیش از سوی قوه قضائیه ،به عنوان پرونده بزرگ فساد اقتصادی نام گرفت.مطابق برنامه ریزی های صورت گرفته در خانه فاطمی ،"مصطفی ح" از مسئولین ارشد بیمه ایران کرج ماموریت می گیرد تا با به جریان انداختن مجدد پرونده های مختومه ،از بیمه اختلاس کند.مصطفی ح این پولها را پس از اختلاس همگی به حساب جابر الف واریز می کند.
در خانه فاطمی فرد دیگری به نام "م" از مسئولین وقت استانداری تهران نیز رفت و آمد داشته است."م"در اسفند 87 دستگیر می شود.اتهام وی این بوده است که درآمد های متفرقه استانداری را به مصرف شخصی می رسانده است.نقش "م"در خانه فاطمی قابل توجهو محرز است.کلیه سوء استفاده های مالی توسط مثلث آقای(...)و "م" و "جابر الف" در خانه فاطمی برنامه ریزی می شده است.
اطلاعات تکمیلی از خانه فاطمی به زودی در جهان منتشر می شود.امیدواریم در سالگرد فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با فساد اقتصادی ،برخورد با مفسدین دانه درشت در اولویت کاری دستگاه قضائی قرار گیرد.

  
+ نوشته شده در  89/02/09ساعت 3:5  توسط رضا قمی  | 

همه قراردادها و پرونده های نفتی و غیر نفتی مهدی هاشمی



همه قراردادها و پرونده های نفتی و غیر نفتی مهدی هاشمی



 در سال‌های گذشته هر زمان که نام توتال، استات اویل و یا کرسنت (که حضور مهدی هاشمی در آن هم ماجرای مفصلی دارد) می‌آید، تکذیبیه‌ای چند خطی با چاشنی تهدید به شکایت با سربرگ دفتر هیأت امنای دانشگاه آزاد منتشر می‌شود. هدف از این تکذیبه‌ها عدم انتشار گزارش‌های رسمی درباره مفاسد اقتصادی بوده و هست اما با پیروزی محمود احمدی نژاد -که اتفاقا در مهترین مناظره سرنوشت ساز با میر حسین موسوی هم از مهدی هاشمی یادی کرد هم از استات اویل- و افزایش مطالبات مردمی مبنی بر پیگیری تخلفات مهدی هاشمی شرایط را بر م-ه ی معروف چنان دشوار ساخت که مجبور به ترک کشور شد و تا  زمان تالیف این گزارش، هنوز خبری از بازگشت وی از سفری که در ابتدای آن کوتاه مدت و کاری نامیده شد به دست ما نرسیده است. مجموعه پیش رو  تلاشی است هرچند ناقص برای معرفی همه پرونده های نفتی یا غیر نفتی ، مفتوح یا متوقفِ آقازاده ای که پدر او را به بازنگشتن توصیه می کند. 
  


 از لوله‌های دریایی تا CNG 


«مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او به دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الآن به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط زیست خوب است.»بخشی از تک‌نگاری هاشمی رفسنجانی درباره فرزندانش احتمالاً در اواخر دوران اصلاحات).
هوش و ذکاوت مهدی هاشمی به اضافه اقتدار رئیس دولت سازندگی سبب شد تا فرزند چهارم اکبر هاشمی رفسنجانی از اواسط دولت سازندگی پایش به وزارت نفت باز شود و بلافاصله به مدیرعاملی شرکت بزرگ «مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران» برسد. حضور مهدی هاشمی در این شرکت و طرف قرارداد شدن با شرکت‌های بزرگ چندملیتی مانند استات‌اویل و توتالسبب شد تا نام مهدی هاشمی در اروپا و امریکا به‌عنوان یک شریک زرنگ و قابل اعتماد در معاملات و قراردادهای نفتی به ثبت برسد. مهدی هاشمی تا سال 77 به‌عنوان مدیرعامل در شرکت تأسیسات دریایی و پس از آن به‌عنوان رئیس هیأت مدیره بود و پس از آن به بخش دیگری از وزارت نفت یعنی سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت رفت. در بهینه‌سازی مصرف سوخت یا CNG به قول اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی منشأ حرف و حدیث‌های زیادی شد.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 
 

پرونده نفتی توتال




در سال ۲۰۰۷ مدیرعامل و چند کارمند شرکت نفتی توتال توسط مقامات قضایی فرانسوی به اتهام پرداخت حدود ۶۰ میلیون یورو رشوه به مقامات ایرانی برای مشارکت در احداث میدان گازی پارس جنوبی بازداشت شدند و نام مهدی هاشمی به عنوان فردی که بخشی از این مبلغ را دریافت کرده مطرح شد. توتال در سال ۱۹۹۷ به همراه شرکت گازپروم روسیه و پتروناس مالزی در مناقصه احداث این میدان گازی پیروز شده‌بود و در سال ۲۰۰۴ پلیس سوئیس متوجه شده بود که حدود ۷٫۸ میلیون یورو از اموال شرکت توتال به حساب یک ایرانی مقیم سوئیس واریز شده که به گفته رسانه‌های فرانسوی از کارمندان مهدی هاشمی رفسنجانی است.(منبع : تایمز آنلاین و نیویورک تایمز)


 

 از گفتن اسم آنها خودداری می‌کنم!!! 
پس از پایان جنگ و با باز شدن درهای صنایع نفتی ایران بر روی سرمایه‌گذاران خارجی (همان شرکت‌های معظم چندملیتی) سبب ایجاد رقابت سنگین و گسترده‌ای بین این شرکت‌ها برای دستیابی به منابع نفتی بکر و گسترده جنوب ایران شد و در این میان رد و بدل شدن مبالغ هنگفت 40 میلیون دلاری به برخی اشخاص و شرکت‌های ایرانی در مقابل سود سرمایه‌گذاری در پروژه‌های چند میلیارد دلاری آسان می‌نمود.به گزارش خبرگزاری‌های خارجی در فاصله سال‌های (1997 تا 2003)، (82-76) یک حساب بانکی به نام «سیاکل» در بانک خصوصی «لومبارد» فرانسه برای فردی به نام «بیژن دادفر» فعال می‌شود. در فاصله دسامبر 1998 تا آگوست 2003، طی دو مرحله یک‌بار 30 میلیون یورو و بار دیگر مبلغ 45 میلیون یورو به این حساب واریز و در آن نگهداری می‌شود. این مبلغ از بانک کردیت سوئیس که در واقع بانک اعتباری سوئیس محسوب می‌شود، به این حساب واریز شده بود. این مبلغ 75 میلیون یورویی از حساب شرکت توتال در فرانسه در «جنرال بانک» به‌عنوان ترانسفر به بانک کردیت سوئیس واریز و از آنجا به حساب بانکی سیاکل مربوط به بیژن دادفر منتقل می‌شود. همزمان عملیات توسعه فازهای 2 و 3 پارس جنوبی به کنسرسیومی به رهبری توتال فرانسه با 40 درصد سهم به عنوان اپراتور و شرکت‌های گازپروم روسیه و پتروناس مالزی هر یک با 30 درصد سهم واگذار می‌شود. کمی کمتر از یک دهه بعد روزنامه هرالد تریبیون در دسامبر 2006 از آغاز بررسی پرداخت رشوه از سوی مقامات نفتی توتال به برخی مدیران نفتی ایران خبر می‌دهد.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)

روزنامه فرانسوی اکسپرس هم از بازداشت مدیر توتال به اتهام پرداخت رشوه به برخی مدیران نفتی می‌نویسد. چند روز بعد کریستف دومارژوری مدیر ارشد اجرایی توتال جزئیات این رشوه‌خواری را فاش می‌کند. وی می‌گوید که رئیس وقت توتال در جریان این اقدام بوده، ولی توتال برای به‌دست آوردن این قرارداد مجبور به پرداخت کمیسیونی به مقامات ایران بوده است!او هیچ‌گاه نمی‌گوید که طرف مقابل ایرانی‌اش که قدرت اختصاص پروژه 4 میلیارد دلاری فاز 2 و 3 پارس جنوبی را به توتال داشته، چه کسی بوده است.

«کریستف دومارژوری» در بازجویی‌هایش می‌گوید: «من آقای رفسنجانی پدر را به‌طور شخصی نمی‌شناسم. می‌دانم که او تا تابستان 1997 رئیس جمهور ایران بوده است. من به‌طور قطع مهدی هاشمی رفسنجانی را می‌شناسم. او در آن زمان رئیس یک شرکت نفتی بود که ما در چندین پروژه از آن استفاده کردیم. من اطمینان دارم که او همان پسر رئیس جمهور سابق بود. او به من مثل تمام پیمانکارانی که ما با آنها کار می‌کردیم، معرفی شده بود. ما از آنها در پروژه پارس جنوبی استفاده کردیم. من نمی‌دانم چه مقدار به او پرداخت کردم و از جزئیات کار مهدی هاشمی بی‌اطلاعم. او را در یکی از سفرهای متعددم به تهران ملاقات کردم، اما دیگر به‌خاطر نمی‌آورم.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)

دومارژوری همچنین درباره کسانی که به لابی توتال برای رسیدن به عسلویه کمک کردند می‌گوید: «ما به این نتیجه رسیدیم که برای عملیات پارس جنوبی در ایران می‌بایست از افراد یک لابی کمک بگیریم. مخاطب من بیژن دادفر بود که سه یا چهار نفر دیگر همراهی‌اش می‌کردند که من از دادن اسم آنها خودداری می‌کنم. اسم‌هایی هستند که بهتر از آنها نام برده نشود، زیرا که موضوع به صورت خاص حساس است!» قاضی دادگاه پاریس پس از شنیدن سخنان دومارژوری، او را به دلیل سوءاستفاده از اموال عمومی و رشوه دادن به مقامات خارجی تحت پیگرد قرار می‌دهد و جالب‌تر این که به صورت ویژه دیدار و یا تماس دومارژوری با اکبر هاشمی رفسنجانی و پسرش مهدی هاشمی را ممنوع می‌کند! (ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 

 

پرونده نفتی استات اویل

استات اویل که توسط دولت نروژ در سال 1972 تاسیس گردید، یکی از شرکت‌های برجسته نفتی و گازی اروپا است. این شرکت متصدی 60 درصد از تولیدات نفتی و گازی نروژ بوده و تولیدات بین‌المللی این شرکت به طور سرسام‌آوری افزایش یافته است. این شرکت بیش از 25 هزار کارمند و فعالیتهایی در 33 کشور جهان دارد. در دسامبر 2006 استت اویل اعلام کرد که قصد دارد با شرکت هایدرو (Hydro)، دومین غول نفتی در نروژ، ادغام شود تا بدین وسیله عملیاتهای بین‌المللی نفتی نروژ تقویت شود.

ایران یکی از کشورهایی بود که در اولویت کاری استت اویل قرار داشت. این شرکت نروژی روابط تجاری با شرکت ملی نفت ایران در امور کشف مناطق نفت‌خیز و گسترش استخراج نفت از میادین قدیمی و توسعه امور تکنولوژی در این راستا داشت.(منبع :خبرگزاری الف به نقل از ژورنال علمی کورپوریت کامیونیکیشن، گروه انتشارات امرالد/مدیریت مسوولیت اجتماعی؛ درس‌هایی از صنعت نفت/نویسندگان: ترج.ای.ولند و مورتن هیده، دانشکده مدیریت بازرگانی، دانشگاه استاوانگر، نروژ)

در سال 2001 با افزایش سطح همکاری‌های نفتی ایران و نروژ، استات اویل مسئول بهره‌برداری از قسمتی از میدان گاز پارس جنوبی شد. این شرکت ضمن انعقاد قرارداد توسعه بخش دریایی فازهای 6، 7 و 8 پارس جنوبی در مطالعه فنی میادین نفتی مارون و بی بی حکیمه نیز با پژوهشگاه صنعت نفت همکاری‌هایی را آغاز کرد و برای برخورداری از موقعیت اطلاعاتی برتر نسبت به رقبا، قراردادی را برای خدمات مشاوره‌ای با شرکت هورتون با مدیریت عباس یزدی منعقد کرد که بعدها تبدیل به یک رسوایی شد تا مبلغ قابل توجه قرارداد به عنوان رشوه‌ای به شرکت هورتون و مقامات ایرانی مرتبط با حوزه کاری شرکت مشاوره‌ای هورتون تلقی گردد.


استات اویل به دنبال برقراری ارتباط با صنعت نفت و گاز ایران، یک قرارداد 15 میلیون و 200 هزار دلاری با شرکت هورتون و هوبارد منعقد کرد و در اولین گام به موجب همان قرارداد، برای کار انجام شده به وسیله مشاور قبل از تأخیر مؤثر و طی اولین سال از مدت قرارداد مبلغ 5 میلیون و 200 هزار دلار از مبلغ قید شده، قابل پرداخت است. این وعده‌ای بود که استات اویل به آن وفا کرد و مدتی بعد گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس ششم نیز اعلام کرد که مبلغ 5 میلیون و 200 هزار دلار به حساب‌های سوئیس وارد گردیده و سپس بین افراد ذینفع تقسیم شده است.
با یورش مأموران اداره جرایم اقتصادی نروژ به دفتر استات اویل، مطبوعات نروژی نام مهدی هاشمی، رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و رئیس هیأت مدیره شرکت تأسیسات دریایی را بر سر زبان‌ها انداختند که بر اساس آن، نامبرده متهم شده بود در ازای یک مبلغ هنگفت، برخی اطلاعات مورد نظر استات اویل را از طریق واسطه (شرکت خدمات مشاوره‌ای هورتون و هوبارد با مدیریت عباس یزدی) به طرف نروژی منتقل کرده است.


پس از انتشار اخبار تأیید نشده‌ این فساد معاملاتی در مطبوعات نروژ، مدیر اجرایی و مدیرعامل استات اویل مستعفی شدند تا تحقیقات 9 ماهه قضایی بدون مقاومت خاصی به نتیجه برسد.
از سوی دیگر، در پی انتشار اخباری از سوی رسانه‌های نروژی مبنی بر دیدارهای مهدی هاشمی با مسئولان استات اویل در نروژ، مسئله پیچیده‌تر شد اما مهدی هاشمی در تهران اعلام کرد که این ملاقات‌ها به لحاظ ارتباط شغلی و مسئولیت وی به عنوان مدیرعامل سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و رئیس هیأت مدیره شرکت تأسیسات دریایی بوده و ربطی به دیگر پروژه‌های وزارت نفت ندارد.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 
یکی از بازیگران اصلی در این شرکت فرزند رئیس جمهور سابق ایران، مهدی هاشمی رفسنجانی، بود. این توافق‌نامه ( با ارزش کلی 18 میلیون دلار طی 10 سال) بعدها بار دیگر مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد که با قوانین اخلاقی شرکت استت اویل مغایرت دارد. حسابرسان داخلی استت اویل و دپارتمان امنیت داخلی این شرکت به مدیراجرایی در مورد بی‌نظمی ها و یکسری اقدامات نادرست هشدار دادند. با این حال مدیر اجرایی به این هشدارها بی‌توجهی نشان داد. به رئیس هیات مدیره اطلاع هم داده شد اما وی در انجام اقدامان مناسب ناکام ماند. این رویداد زمانی آشکار شد که یک روزنامه اقتصادی در نروژ ماجرای این موضوع را منتشر کرد. اندکی پس از آن، معاون رئیس بخش عملیاتهای بین‌المللی مجبور شد این شرکت را ترک کند. سپس هیات مدیره، مدیر اجرایی را نیز اخراج کرد و در نهایت رئیس هیات مدیره هم استعفا کرد.(منبع :خبرگزاری الف به نقل از ژورنال علمی کورپوریت کامیونیکیشن، گروه انتشارات امرالد/مدیریت مسوولیت اجتماعی؛ درس‌هایی از صنعت نفت/نویسندگان: ترج.ای.ولند و مورتن هیده، دانشکده مدیریت بازرگانی، دانشگاه استاوانگر، نروژ)

فعالیتهای استت اویل بعدها بیشتر مورد تحقیقات قرار گرفت و در نقض قوانین ضد فساد نروژ و


 در آمریکا مجرم شناخته شد. در اکتبر سال 2006، این شرکت اعلام کرد که با مقامات دادگستری به توافق رسیده تا موضوع شرکت هورتون تحت قوانین آمریکا بررسی شود. این بررسی به این دلیل صورت می‌گرفت که سهام استت اویل در بورس نیویورک مبادله می‌شد و بورس نیویورک برای جلوگیری از تاثیر فساد در تقویت و تلاطم ارزش سهام به این موضوعات حساس است. طی این توافق‌نامه پذیرفته شد که استت اویل 10.5 میلیون دلار به دلیل نقض قوانین ضد فساد آمریکا جریمه بپردازد و همچنین مسئولیت پرداخت رشوه به یک مقام ایرانی برای اینکه این مقام متقاعد شود از نفوذش استفاده کند تا شرکت استت اویل مجوز بستن قرار داد را کسب کند، توسط این شرکت پذیرفته شد. این رسوایی به اعتبار استت اویل ضربه زیادی وارد کرد.(منبع :خبرگزاری الف به نقل از ژورنال علمی کورپوریت کامیونیکیشن، گروه انتشارات امرالد/مدیریت مسوولیت اجتماعی؛ درس‌هایی از صنعت نفت/نویسندگان: ترج.ای.ولند و مورتن هیده، دانشکده مدیریت بازرگانی، دانشگاه استاوانگر، نروژ) 

استت اویل همچنین به این موضوع اذعان کرد که پرداختی‌های بی‌جا ( از جمله رشوه) در مقاطعی از زمان به یکسری از افراد و کنترل ناکافی برای جلوگیری از این پرداخت‌ها داشته است.حال ماجرا را مرور می کنیم :
استت اویل با یک شرکت ایرانی برای دسترسی به فرصت‌های نفتی و گازی ایران توافق‌نامه مشورتی امضا کرد. مدیر اجرایی به هشدار دو حسابرس این شرکت بی توجهی نشان داد و یک روزنامه اقتصادی نروژ ماجرا را منتشر کرد.


مشکلات واقعی زمانی مشخص شد که مدیر اجرایی استت اویل در حقیقت به هشدارهای حسابرسان داخلی ایت شرکت بی‌توجهی کرد. 


این رویداد چندین گروه حساس به موضوع را که با تحولات مربوط به این پرونده مرتبط بودند، وارد ماجرا کرد. این گروه‌ها شامل گروههای استخدامی، رسانه‌ها، مقامات سیاسی، بازیگران خارجی، دپارتمان قضایی و مقامات ایرانی بوده است.(منبع :خبرگزاری الف به نقل از ژورنال علمی کورپوریت کامیونیکیشن، گروه انتشارات امرالد/مدیریت مسوولیت اجتماعی؛ درس‌هایی از صنعت نفت/نویسندگان: ترج.ای.ولند و مورتن هیده، دانشکده مدیریت بازرگانی، دانشگاه استاوانگر، نروژ)

 

 استات اویل و پیگیری نشریه دانشجویی سپیدار  

سر دراز ماجرای استات اویل به تشکل‌های دانشجویی در سال‌های اخیر هم رسید. نشریه دانشجویی سپیدار به صاحب امتیازی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی در آذر ماه 86 با انتشار ویژنامه‌ای به بررسی ماجرای رشوه‌گیری در استات اویل پرداخت. همزمان بیانیه این تشکل دانشجویی در پیگیری این موضوع صادر شد.


«در شهریور ماه سال 82 روزنامه نروژی داگنس نیرینگسلیو خبر از پرداخت‌های مشکوک شرکت نفتی استات اویل به مقامات ایرانی داد، پیرو این خبر، دادستانی نروژ با تشکیل پرونده‌ای موضوع را تحت پیگرد قرار داد و با گسترش تحقیقات، مدیرعامل شرکت استات اویل و مدیر امور بین‌الملل این شرکت استعفا دادند. سرانجام در مهر ماه سال 83 شرکت استات اویل به جرم پرداخت رشوه به مقام ایرانی به 3 میلیون دلار جریمه محکوم شد. مدتی بعد در مهر ماه سال 85 دادگستری امریکا و کمیسیون معاملات بورس نیویورک نیز شرکت استات اویل را به جرم پرداخت رشوه به مدیر عامل وقت سازمان بهینه‌سازی سوخت ایران به 20 میلیون دلار جریمه محکوم کردند.»(ویژه نامه روزنامه ایران /مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 


مدارک در دادسرای تهران مفقود می شوند !!!!




در مهر ماه سال85 بسیج دانشجویی 6 دانشکده دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ مشترکی خطاب به دادستان کل کشور نسبت به سکوت قوه قضائیه در قبال این پرونده اعتراض کردند که پیرو این اعتراض، پرونده‌ای در یکی از شعب دادسرای ویژه کارکنان دولت برای پیگیری این موضوع تشکیل گردید و قاضی پرونده از اعضای بسیج دانشجویی درخواست کرد تا مدرک خود را در این باره ارائه نمایند. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در ادامه نوشته است: «در اسفند ماه سال85 مستنداتی چون آرای صادره در دادگاه‌های خارجی و گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی در سال 83 به بازپرس پرونده تحویل داده شد. در نهایت پس از گذشت بیش از 6ماه قرار منع تعقیب از سوی بازپرس صادر که پس از مراجعه به دادسرا مشاهده شد که اولاً مدارک ارائه شده در پرونده وجود ندارد و مفقود شده‌اند! و ثانیاً هیچگونه تحقیق و اقدام خاصی چون احضار متهم و... از سوی بازپرس انجام نگرفته و کل رسیدگی این پرونده بین‌المللی در دادسرای تهران در یک خط انجام گرفته است: «نظر به عدم ارائه هیچ گونه مدرکی، قرار منع تعقیب صادر می‌شود.»(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 

 احضار اعضای بسیج دانشجویی 


اما پیگیری‌های بسیج دانشجویی دانشگاه تهران دو ماه بعد و در آستانه امتحانات نتیجه جالبی گرفت. احضاریه‌ای برای «بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی» به جرم تشویش اذهان عمومی صادر شد و اعضای این تشکل دانشجویی می‌بایست ظرف سه روز به دادسرای تهران مراجعه می‌کردند وگرنه بازداشت می‌شدند!(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)


جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران گزارش پیگیری‌های خود را منتشر می کنند. 


 بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از ابتدای طرح این پرونده در محافل بین‌المللی و انتشار گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی، پیگیری این مساله را در دستور کار خود قرار داده بود، سیر جریان پرونده در ذیل می‌آید. لازم به ذکر است که مستندات این پرونده که پیش از این تسلیم مراجع قضائی شده و متاسفانه نتیجه‌ای نیزدر پی نداشته است منتشر می شود. 
در شهریور ماه سال 82 روزنامه نروژی داگنس نیرینگسلیو خبر از پرداخت‌های مشکوک شرکت نفتی «استات‌اویل» به مقامات ایرانی داد. پیرو این خبر دادستانی نروژ با تشکیل پرونده‌ای موضوع را تحت پیگرد قرار داد. با گسترش تحقیقات، مدیرعامل شرکت استت اویل و مدیر امور بین‌الملل این شرکت استعفا دادند. سرانجام در مهر ماه سال 83 شرکت استت اویل به جرم پرداخت رشوه به مقام ایرانی به 3 میلیون دلار جریمه محکوم شد. مدتی بعد در مهر ماه سال 85 دادگستری آمریکا و کمیسیون معاملات بورس نیویورک نیز، شرکت استت اویل را به جرم پرداخت رشوه به مدیرعامل وقت سازمان بهینه سازی سوخت ایران به 20 میلیون دلار جریمه محکوم کردند. 
بخشی از مستندات این پرونده که توسط محاکم قضایی آمریکا منتشر شده در زیر می‌آید: 
 

Background
In the spring of 2001, certain Statoil employees in Iran accepted an invitation from one of the Iranian Official's relatives to meet with the Iranian Official. These Statoil employees learned that the Iranian Official's father was a ... who led the Expediency Council, a body that mediated between the politically-elected and the clerically-controlled parts of Iran's government. After meeting with the Iranian Official, Statoil tested and assessed the Iranian Official's influence by, among other things, having the Iranian Official send a message back to Statoil through the Iranian Oil Minister. A Statoil employee described the test as demonstrating that the Iranian Official was "powerful " and was the "link " to opportunities to obtain business in Iran. After the initial contacts, Statoil determined that the Iranian Official was an advisor to the Oil Minister, and that the Iranian Official's family was powerful and highly influential in the oil and gas business in Iran. At the time Statoil employees made contact with the Iranian Official, Statoil employees knew of publicly reported accusations of corruption against the Iranian Official's family, but did not perform any due diligence to investigate the accusations. )
(منبع: خبرگزاری فارس)
 

 تحقیق و تفحص در مجلس


اما تقاضای تحقیق و تفحص از ماجرای رشوه شرکت استات اویل و وضعیت طرف‌های ایرانی مربوطه در جلسه روز شانزدهم فروردین 1383 مجلس تصویب شد و مجلس تحقیق خود را درباره «پرداخت رشوه در ازای استفاده از اطلاعات طبقه‌بندی شده حوزه نفت و گاز پرداخت شده است و درباره نفوذ نروژ در بازارهای نفتی ایران و گرفتن امتیازات ویژه در قالب‌های به ظاهر قانونی» آغاز کرد.

بعدها رئیس هیأت تحقیق و تفحص مجلس در آخرین روز کاری مجلس ششم، گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس را در صحن علنی قرائت کرد. در بخشی از این گزارش آمده بود:


آقای مهدی هاشمی انجام چندین ملاقات در کشور نروژ و یا در ایران با مسئولان استات اویل را تأیید کرده و اعلام می‌دارد این ملاقات‌ها به لحاظ ارتباط شغلی و مسئولیت ایشان به عنوان رئیس هیأت مدیره شرکت تأسیسات دریایی و مدیرعامل سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت بوده است و ربطی به دیگر پروژه‌های وزارت نفت ندارد.


در بند 3 این گزارش آمده است: مبلغ پنج میلیون و 200 هزار دلار به حساب‌های سوئیس وارد گردیده و سپس بین افراد ذینفع تقسیم شده است که پلیس نروژ و وزارت اطلاعات در جریان بازخوانی این حساب‌ها قرار دارند. براساس بعضی از اظهارات، احتمال فساد در بعضی از اعضای تصمیم‌گیر در استات‌اویل و عباس یزدی بعید به نظر نمی‌رسد.

در پی قرائت گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس از ماجرای رشوه استات اویل مبنی بر عدم ارتباط مهدی هاشمی با شرکت هورتون و استات اویل و بعد از تبرئه شدن استات اویل از اتهامات وارده، نامبرده اعلام کرد که حق پیگیری قضایی از شرکت استات اویل و برخی رسانه‌های نروژی را محفوظ می‌داند و در یک ماه آینده شکایت خود را به مقامات قضایی ایران و دادگاه‌های بین‌المللی ارائه خواهد کرد.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)
 


 جونیور* مهدی هاشمی




رئیس تحقیق وتفحص همچنین بخشی از نامه ریچارد هوبارد به هیأت مدیره شرکت استات اویل در تاریخ 22/10/2001 را قرائت می‌کند:

«در طی سال 2001 در حالی که ارزیابی‌های مذکور در حال انجام بودند، شرکت استات اویل ایران با مهدی هاشمی که از او تحت عنوان جونیور یاد می‌شد تماس برقرار نمود. اولین جلسه در دفتر استات اویل در «برگن» برگزار گردید که البته جونیور به دعوت رسمی استات اویل برای بازدید از آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به نروژ سفر کرده بود. یک ماه بعد او (مهدی هاشمی) اعلام کرد که استات اویل در صورت موفقیت در پروژه‌های نفتی آمادگی کمک به مؤسسات عام المنفعه و آموزشی را دارد. این اولین فعالیت جدی استات اویل در صنایع بالادستی در خاورمیانه و علی‌الخصوص ایران بود و هیچ یک از تیم‌ها دارای تجربه کافی جهت انجام یک پروژه در این محیط نبودند، ما به طور شفافی به مشاوره نیاز داشتیم.


من و ویلی السن (مشاور سیاسی اولاف فیل) در همکاری با هم متوجه شدیم که کارها چگونه در ایران انجام می‌گیرد. ما به تری آدامز همکار قدیمی من و ویلی که دارای تماس‌های خوبی در ایران بود مراجعه نمودیم. تری آدامز به ما گفت که یک مفهوم شفاف در ایران وجود دارد که مطابق آن انتظار می‌رود کمپانی‌های فعال خارجی در ایران کمک‌های اجمالی ارائه دهد مسئله ما هم این بود که راه قابل قبولی برای این کمک بیابیم.


... به علاوه ترجیح شفاف استات اویل به توصیه جونیور و تری آدامز، شرکت در برنامه توسعه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی بود.


... بعد از امضای قرارداد، اعضای تیم من جلسات منظمی با عباس یزدی داشتیم. البته به طور موردی ملاقات‌هایی با جونیور داشتیم و در این ملاقات‌ها مشورت‌های خوبی در خصوص فضای کار و مسائل سیاسی جاری دریافت می‌کردیم که بسیار هم مفید بود.»

اما منافع استات اویل در قرارداد مهدی هاشمی و عباس یزدی به پارس جنوبی ختم نمی‌شود بلکه بسیاری از اسناد سری کشور به نروژ منتقل می‌شود.حمید ترنجیان مدیر وقت گروه بازرسی وزارت نفت سازمان بازرسی کل کشور می‌گوید: «اولین پروژه‌ای که استات اویل در ایران انجام داد و البته از دید ما پروژه مشکوکی نیز می‌باشد پروژه مطالعات میدان‌های بی‌بی حکیمه در جنوب است که رقم قرارداد 2 میلیون دلار می‌باشد و طبعاً هیچ کس برای رسیدن به این مبلغ 15 میلیون دلار رشوه نمی‌گیرد.»

وی افزود: «نکته‌ای که در قرارداد بی‌بی‌حکیمه مطرح است این است که طبق قرارداد بعد ازاین که شرکت استات اویل مطالعه میدان را به اتمام رساند، وزارت نفت توسعه را به خود این شرکت با ترک تشریفات واگذار می‌کند که البته آن دیگر قرارداد چندمیلیارد دلاری خواهد بود.»


وی در ادامه می‌افزاید: «حتی در قرارداد ذکر شده است که اگر مناقصه برگزار شد و استات اویل نتوانست در مناقصه برنده شود، 10 درصد عملیات پیمانکاری و 20 درصد سرمایه‌گذاری به این شرکت تعلق خواهد داشت. » وی با اشاره به این که شرکت استات اویل قبل از این که قراردادش منعقد شود کلیه اطلاعات ذخایر نفتی استان خوزستان که اسناد محرمانه است را به خارج از کشور منتقل کرده است، گفت: «این در حالی است که گاهی اوقات که ما این اسناد را می‌خواستیم مدیرعامل وقت شرکت مناطق نفت خوزستان اسناد را به ما نمی‌داد و ادعا می‌کرد که محرمانه است.»


در ادامه، ماجرا با پیگیری رسانه‌ها و برخی نمایندگان مجلس فاش می‌شود. یکی ازکارکنان شرکت استات اویل به هیأت تحقیق و تفحص مجلس ششم که به نروژ رفته بودند می‌گوید که در هنگام امضای قرارداد حضور داشته است. مهدی هاشمی اعتراف می‌کند که 9-8 بار با مسئولین استات اویل جلسه داشته که 4-3 بار آن در نروژ بوده است.


مهدی هاشمی در پاسخ ابتدا سفرهای متعددش به نروژ را کاری و در رابطه با سازمان بهینه سازی مصرف سوخت اعلام می‌کند اما وقتی از او پرسیده می‌شود که این سازمان چه منافعی درنروژ داشته سکوت می‌کند و چند روز بعد سفرهایش به نروژ را خانوادگی عنوان می‌کند. همچنین علی یونسی وزیراطلاعات وقت نامه‌ای را در تبرئه مهدی هاشمی می‌نویسد اما در آن نامه هم به سفرهای متعدد به نروژ همزمان با عقد قرارداد استات اویل و هورتون اشاره‌ای نمی‌شود. شاید معمول بودن سفرهای خانوادگی، آنها به اروپا و امریکا در سال‌های اخیر دلیل یونسی برای نادیده گرفتن سفرهای مهدی هاشمی و خانواده به نروژ می‌شود.


*پسوند نام در زبان انگلیسی به معنای کوچک و فرزند. در مقابل سینیور به معنای بزرگ به کار می‌رود که بر پدر دلالت دارد. هاشمی جونیور یعنی هاشمی کوچک برای تمایز از هاشمی بزرگ(مرکز اسناد انقلاب اسلامی - مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)


(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)

شایعه ای در محافل قضایی : مهدی هاشمی نزد قاضی ترنجیان به عجز و لابه می افتد
شایعه ای در محافل قضایی  مبنی بر التماس کردن مهدی هاشمی  به قاضی حمید ترنجیان -مدیر وقت گروه بازرسی وزارت نفت سازمان بازرسی کل کشور- بعلت پرونده های استت اویل وجود دارد که البته درخواست توقف این پرونده ها با جواب منفی قاضی مورد وثوق حجت السلام رئیسی -رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور-روبرو شد.گفتنی است این شایعه هیچگاه از سوی قاضی ترنجیان -مدیر فعلی گروه بازرسی وزارت بازرگانی - تایید یا تکذیب نشده است. (منبع:  محافل قضایی!!!)

 احمدی نژاد در مناظره ها افشا می کند :تهش مهدی هاشمی است! 
 اما این تلاش‌های مداوم در شب 13 خرداد 88 و در مناظره تاریخی احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی نقش بر آب شد. احمدی‌نژاد در ده دقیقه آخرش و زمانی که هیجان مناظره اوج گرفته بود، به ناگاه خطاب به موسوی گفت: جناب آقای موسوی استات اویل بی‌قانونی است که طرف می‌آید اینجا محاکمه می‌شود و محکوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است. استناد احمدی‌نژاد به برخورد یک دستگاه امنیتی با عباس یزدی، طرف اصلی شرکت استات اویل است که او پس از اینکه بازداشت می‌شود و اعترافات مهمی علیه مهدی هاشمی می‌کند به ناگاه با دخالت یک شخصیت برجسته به طرز عجیبی آزاد می‌شود و با اخذ گذرنامه و هویت جدید، از کشور خارج و به انگلستان، کشوری که هم اکنون مهدی هاشمی ساکن آنجاست، می‌رود.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور با اندکی تصرف)
 

 آمریکا رسیدگی به پرونده رشوه‌خواری استات‌اویل در ایران را متوقف می کند


 اما بعد از انتخابات 1388 ریاست جمهوری و بعد از خروج - بخوانید فرار -مهدی هاشمی از ایران ،ایالات متحده آمریکا اعلام کرد رسیدگی به پرونده استات اویل را متوقف می کند. وزرات دادگستری آمریکا اعلام کرد، سه سال تلاش مداوم استات اویل برای اصلاح عملکرد سوء خود در گذشته منجر به صرف نظر کردن از اتهامات این شرکت در مورد پرداخت رشوه در یک قرارداد مربوط به ایران شده است.
 دولت آمریکا پیگرد قضایی شرکت نفتی استات اویل در مورد یک پرونده رشوه خواری در ایران را که به سال 2002 بر می گردد متوقف کرده است. 
بر اساس گزارش رویترز یک مقام شرکت نرو‍ژی استات اویل گفت توافقی با کمیسیون سهام و اوراق بهادار آمریکا، وزارت دادگستری و دفتر دادستانی این کشور حاصل شده است که بر اساس آن موضوع معامله استات اویل با موسسه هورتون حل و فصل شده است. 
بر اساس گزارش خبرگزاری فارس استات اویل در سال 2006 به دلیل نقض قوانین ضد فساد آمریکا از سوی دستگاه قضایی آمریکا محکوم به پرداخت 10.5 میلیون دلار به عنوان جریمه شد. وزارت دادگستری امریکا در آن زمان برای توقف ادامه پیگرد این شرکت موافقت نامه ای را با آن امضا کرد که بر اساس آن استات اویل موظف شد طی سه سال اقداماتی را انجام دهد. معاون دادستان کل امریکا در امور جنائی طی بیانیه ای اعلام کرد: پرداخت رشوه به مقامات خارجی و تلاش برای پنهانکاری پرداخت ها یک رویه عملیاتی عادی محسوب نمی شود. 
این بیانیه افزوده است: سه سال تلاش مداوم استات اویل برای اصلاح عملکرد سوء خود و ناکامی پایبندی به مقررات در گذشته منجر به صرف نظر کردن از اتهامات این شرکت در مورد پرداخت رشوه شده است.(منبع خبر: فارس نیوز )

 

مهدی هاشمی و دستگاه‌های امنیتی




با آن که علی یونسی در اقدام بی‌نظیر برائت‌نامه‌ای برای او صادر کرد اما چالش دستگاه امنیتی با فرزندان هاشمی به همین «برات» ختم نشد. حتی در دوران فلاحیان، حسن طائب [حسین طائب] از مدیران وقت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات-که در ایام انتخابات فرماندهی نیروی مقاومت را بر عهده داشتند - پرونده‌ای برای یکی از فرزندان هاشمی رفسنجانی تشکیل داد. با اطلاع رئیس‌جمهور وقت طائب از وزارتخانه اخراج و به دلیل همین برخورد چکشی وی چندی خانه‌نشین شد.
با پیروزی محمدخاتمی در دوم خرداد 76 و ورود برخی اصلاح‌طلبان به فضای نقد هاشمی یکی از دستگاه‌های امنیتی اقدام به جمع بندی سوابق فرزندان هاشمی رفسنجانی کرد.
در روزهای آخر نهایی شدن این کیس، به ناگاه یکی از مسئولان ارشد این دستگاه امنیتی تمامی پرونده به همراه پیوست‌های مربوط به آن را از ساختمان اصلی آن دستگاه خارج کرد و همه را به دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برد. بلافاصله پس از این اقدام انتحاری مدیر مزبور که ارتباطات خانوادگی با فرزندان و حتی شخص اکبر هاشمی رفسنجانی دارد، شناسایی شد اما به خاطر آنکه دستگاه امنیتی مزبور در خود توان برخورد با این مدیر امنیتی را نمی‌دید، صرفاً به قطع همکاری با وی اکتفا کرد. گفته می‌شود در ماه‌های گذشته این پرونده‌ها بازیابی شده و با به‌روزرسانی در این دستگاه امنیتی به جریان افتاده است. در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری هم روح‌الله حسینیان مشاور سابق سیاسی و امنیتی رئیس‌جمهور در جمع مردم اصفهان با اشاره به پرونده استات اویل می‌گوید: وزارت اطلاعات ما در این خصوص هیچ حرفی نگفته‌اند.(ویژه نامه روزنامه ایران / مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور)

 

 

 


اتهام سو اخلاق به مهدی هاشمی توسط عباس پالیزدار و نوشتن نامه معذرت خواهی از آیت الله در زندان




عباس پالیزدار در جمع دانشجویان دانشگاه همدان اتهاماتی را در مورد مهدی هاشمی مطرح ساخت "مهدی هاشمی که در سازمان مدیریت بهینه سازی سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین و خوشگل ترین دختران از آنها چه بهره هایی برد و چه سوء استفاده هایی که نکرد و بعداً از طریق یکی از بانوانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته بود و در دوره آقای احمدی نژاد شکایت کرد و فیلمی که از اتاق او کشف شد عمق کثیف کاری های او را مشخص کرد."(بدون منبع)
عباس پالیزدار یک روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388 طی نامه ای از اتهامات وارده به خانواده آقای هاشمی معذرت خواهی کرد:" متاسفانه در پایان سخنرانی در دانشگاه همدان، دانشجویی از خانواده شما سؤال کرد و اینجانب بدون هیچ مستنداتی به اتکای شنیده‌های غیر مستند از نزدیکان آقای احمدی نژاد مطالبی گفتم و در سخنرانی‌ها هم گفته‌ام که هیچ پرونده‌ای راجع به حضرتعالی و خانواده شما ندیده‌ام. لذا بدینوسیله از محضر حضرتعالی عذر خواهی می‌کنم و امیدوارم این مختصر را به عنوان جبران بپذیرید تا باری بر دوش من در صحرای محشر نباشد."(منبع : خبرگزاری آفتاب)
 

 

 


+ نوشته شده در  89/02/09ساعت 2:37  توسط رضا قمی  | 

متن مناظره دکترحسن عباسی با دکتر صادق زیباکلام

+ نوشته شده در  89/02/09ساعت 1:47  توسط رضا قمی  | 

سند منتشر نشده از خصوصی سازی رانتی در دولت سازندگی

 سند منتشر نشده از خصوصی سازی رانتی در دولت سازندگی 

بسیاری از واگذاری ها بدون انتشار آگهی فروش آن انجام شده است


 



کارشناسان انتقادات زیادی را به نحوه خصوصی سازی شرکت های دولتی در دولت نهم و دهم وارد می دانند. یکی از مهمترین انتقادات به خصوصی سازی در سالهای اخیر نیز فاصله گرفتن از سیاست های کلی و راهبردی اصل 44 و ابلاغیه مقام معظم رهبری است. 

با این حال نباید فراموش کرد که خصوصی سازی در ایران تجربه تلخی را داشته و در اغلب دوران تاریخی خود با فساد و رانت همراه بوده است. بازگشت به گذشته و مروری بر نحوه واگذاری این شرکت ها می تواند برای آسیب شناسی واگذاری های این دوره نیز بسیار مؤثر باشد. 

یک سند منتشر نشده در مرکز پژوهش های مجلس در سال 76 بخشی از واگذاری ها در سالهای ابتدایی دهه 70 را بررسی کرده است که در آن نکات جالبی به چشم می خورد. 

نکته جالب اینجا است که یکی از مدیرانی که در این گزارش به خصوصی سازی رانتی در دولت هاشمی متهم است، در دولت احمدی نژاد هم مدیر بوده است که البته بعد از مدتی کنار گذاشته می شود. 

بر اساس این گزارش نقطه انحراف در واگذاری آن سالها سپردن خصوصی سازی به وزرا و اداره کنندگان شرکت های دولتی بود. بر این اساس سازمان ها و مدیران مربوطه هیچ تمایلی برای اجرای سیاست های دولت در این رابطه نداشتند. 

مطابق این گزارش اغلب خصوصی سازی ها در آن سالها به نحوی بود که عنان مدیریت شرکت ها همچنان در دست دولت باقی می ماند. 
این گزارش تاکید دارد که اغلب مصوبات هیئت دولت سازندگی، خواسته یا ناخواسته خالی از دقت و صلابت کافی بود و به هرج و مرج کمک می کرد؛ نیز اینکه دو روش واگذاری به صورت اقساطی و واگذاری توسط خود سازمان باعث شد تا شرکت های دولتی به صورت مجانی به خود مدیران دولتی واگذار شود. 

گزارش مرکز پژوهش ها در آن سالها در ادامه به مورد خصوصی سازی در وزارت صنایع اشاره می کند. مطابق این گزارش، واگذاری شرکت های وابسته به وزارت صنایع در دوره "نعمت زاده"، وزیر صنایع، دارای تخلفات جدی بوده است و وزیر نیز هیچ اقدام مؤثری برای جلوگیری از این سوء استفاده ها انجام نداده است. 

بر اساس این گزارس بسیاری از واگذاری ها بدون انتشار آگهی فروش آن انجام شده است. در آن دوره مسؤولین امر در پاسخ به نهاد های نظارتی صراحتا اعلام می کنند که ما از جناب نعمت زاده کسب تکلیف کردیم؛ وزیر معتقد هستند که برای واگذاری به شیوه مذاکره نیاز به اعلام عمومی نیست. لازم به ذکر است بیشتر فساد های خصوصی سازی در آن سالها در غالب خصوصی سازی به روش مذاکره امکان بروز پیدا کرده است. 

یکی دیگر از نمونه های فساد در خصوصی سازی در آن ایام، به خصوصی سازی به روش اقساطی مربوط می شود. بر اساس گزارش مرکز پژوهش ها و مطابق قانون، در فروش اقساطی می بایستی 20 درصد قیمت سهام قابل واگذاری به صورت نقد پرداخت می شد که در بسیاری از این موارد این 20 درصد نیز گرفته نشده است. مثلا در "شرکت قند دزفول" که می بایستی 448 میلیون تومان اخذ می شده تنها 200 میلیون گرفته شده است. 

از دیگر تخلفات آن دوره عدم اجرای قانون منع واگذاری شرکت های دولتی به وزرا و نمایندگان مجلس است. 

تعلل و اهمال در دریافت اقساط فروش شرکت های دولتی و زیر قیمت فروختن این شرکت ها از دیگر موارد تخلف دولت در سالهای ابتدایی دهه 70 است. 

نکته جالب دیگر در پایان گزارش مرکز پژوهش های مجلس عینا آمده است : "موارد فوق تماما مواردی کلی بوده است که تقریبا به اکثریت واگذاری ها مربوط بوده است. در مورد موارد عمل شده به تفکیک هر مورد متاسفانه دایره خلاف ها و تخلفات و نقض قوانین و حیف و میل بیت المال و بذل و بخشش به خودی ها و غریبه ها و به اصطلاح جور یار کشیدن ها و هزاران بازی پشت پرده و دروغ و اهمال که بسیاری از آنها را حتی نمی شود نام برد وجود دارد که در آینده به آن خواهیم پرداخت."

+ نوشته شده در  89/02/09ساعت 1:39  توسط رضا قمی  | 

حمله فرزند رئیس مجمع تشخیص به احکام مسلم اسلام

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در واکنش به "غیرانسانی" خواندن نص صریح قرآن کریم توسط فائزه هاشمی، گفت: گسخنان ایشان تازگی ندارد، در حدود سال 79 که ایشان روزنامه زن را منتشر می کردند نیز اینگونه مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام زیاد منتشر می‌کرد."


"سخنان ایشان تازگی ندارد، در حدود سال 79 که ایشان روزنامه زن را منتشر می کرد نیز اینگونه مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام زیاد منتشر می کرد". این جملات بخشی از واکنش علی مطهری به اظهارات فائزه هاشمی رفسنجانی است که در مصاحبه با یک سایت وابسته به جریان فمینیسم نص صریح قرآن را "غیر انسانی" نامیده است.

فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره مساله "تعدد زوجات" که در قرآن و با شرط عدالت ذکر شده، گفته است: "به نظر نمی‌رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسرانشان دارند؟! پس چه طور می‌شود انتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند."

این اظهارات دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و "غیرانسانی" خواندن یکی از احکام صریح قرآن درحالی بیان شده که به گفته آقای مطهری وی سابقه طولانی مدتی در انتشار و بیان مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام دارد.

اشاره این نماینده مجلس به دوران مدیریت فائزه هاشمی بر "روزنامه زن" و مشی فمینیستی آن است. این نشریه البته، مدت کوتاهی بعد از آغاز به کار، به‌ دلیل چاپ یک کاریکاتور با مضمون توهین به احکام اسلامی درباره زنان، توقیف شد.

حمله روزنامه فائزه هاشمی به احکام اسلامی چنان بود که صدای علی مطهری در همان سال ها در آمد. وی در مصاحبه ای که سال 1379 با روزنامه کیهان انجام داد، گفته بود که باب حمله به مقدسات از خانواده هاشمی و نقش آفرینی های یکی از فرزندان او آغاز شده است: "خب، وقتی یک خانواده‌ای اینقدر دست‌شان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کم‌کم جسارت پیدا می‌کنند و متعرض امور مقدس هم می‌شوند. مثلا دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟ خب این خانم در آن روزنامه‌ای که داشت خیلی راحت نوشت چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد یا چرا حکم اثر چنین و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد."

هر کسی ضروریات اسلام را انکار کند مرتد است

اما از آنجایی هجمه فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به احکام قرآن در روزهای اخیر، بسیار سنگین تر از دهه 70 است، واکنش ها هم متفاوت و تندتر از آن زمان است.

روز گذشته، حجت الاسلام محمد تقی رهبر در گفت‌وگو با شبکه ایران با بیان اینکه انکار ضروریات اسلام یعنی خروج از اسلام و ارتداد، در این باره گفت: اوایل انقلاب هم اعضای جبهه ملی قصاص را غیر انسانی خواندند و به اسلام حمله کردند که حضرت امام حکم ارتداد آن‌ها را دادند.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی اینگونه اظهارات را ناشی از تفکرات فمینستی ضد اسلامی خواند و تصریح کرد:‌ هر کسی ضروریات اسلام را انکار کند از اسلام خروج کرده و مرتد است.

فائزه هاشمی در دهه 70 هم علیه ضد نظام خانوادگی اسلام موضع می‌گرفت

امروز نیز همین سوال را از علی مطهری پرسیدیم و نظر وی را راجع به "غیرانسانی" خواندن نص صریح قرآن توسط فائزه هاشمی جویا شدیم.

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس یادداشتی را به شبکه ایران ارسال کرده که در ادامه می‌آید:

سخنان ایشان تازگی ندارد، در حدود سال 79 که ایشان روزنامه زن را منتشر می کرد نیز اینگونه مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام زیاد منتشر می کرد. حکم تعدد زوجات که البته باید در جای خود و با شرط توانایی جسمی ، روحی و مالی مرد انجام شود یکی از افتخارات اسلام است و از حقوق زن است نه از حقوق مرد. معمولا در اجتماعات بشری تعداد زنان آماده ازدواج از تعداد مردان آماده ازدواج بیشتر است.

 اگر حکم تعدد زوجات را نپذیریم به این معنی است که همواره تعدادی از زنان فاقد شوهر باشند.البته اگر در جامعه ای تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر نبود طبعا موضوع این حکم منتفی است. نفی این حکم در جوامعی که نیاز به آن دارند ظلم به برخی زنان است و به معنی تجویز فساد و فحشا است.

غربیها که این حکم را نپذیرفته اند یا دربخشی از جامعه ما که متاسفانه در اثر تبلیغات رژیم شاه و برخی غرب زده ها این حکم، قبیح تلقی میشود  چه چیزی غیر از فساد و فحشا را جایگزین آن کرده اند؟ البته این حکم معمولا در مواردی با توفیق روبروست که مرد،همسر اول و همسر دوم درک درستی از فلسفه این حکم دارند و از سطح بالایی از معارف اسلامی برخوردارند و این حکم را راه حلی برای یک معضل اجتماعی می دانند  که دنیا در حل آن وامانده است نه وسیله ای برای هوسرانی مرد. اگر مردی دنبال هوسرانی باشد تن به تعدد زوجات نمی دهد بلکه در سایه سبک زندگی غربی که زمینه کامجویی از زنان مختلف را فراهم کرده است معشوقه هایی برای خود فراهم می کند و زیر بار تعهدات ازدواج دوم نمی رود.

مساله مهریه هم احترامی است که اسلام برای زن قائل شده و با طبیعت و نیاز روحی زن و مرد سازگار است. خوب است ایشان به کتاب نظام حقوق زن در اسلام اثر استاد شهید مطهری مراجعه نمایند.

همانطور که پدرش احکام قانونی انتصاب با ۱۰ سال سابقه کاررو شکست به داداشهای فائزه پست غیر قانونی داد

که به اینجابرسن وپولدار بشن ومشگل امنیتی و سیاسی رو رقم بزنن
 

+ نوشته شده در  89/02/07ساعت 1:40  توسط رضا قمی  | 

بی حرمتی واهانت فائزه هاشمی به فوه قضائیه


جوابیه فائزه هاشمی رفسنجانی به حقیقت نیوز؛
بی حرمتی واهانت فائزه هاشمی به فوه قضائیه

فائزه هاشمی رفسنجانی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی در واکنش به خبر حقیقت نیوز مبنی بر تامین نیمی از بودجه شبکه فارسی وان توسط وی جوابیه ای که بند بند آن توهین به ارکان مقدس جمهوری اسلامی است را برای حقیقت نیوز ارسال کرده که در ذیل می خوانید.


 


 


به گزارش حقیقت نیوز؛ از آنجاییکه محتوای جوابیه ارسالی فائزه هاشمی رفسنجانی برای حقیقت نیوز توهین و بی حرمتی به ارکان نظام جمهوری اسلامی و الخصوص دستگاه قضایی کشور بود قصد نداشتیم این جوابیه مشمئز کننده را انتشار دهیم اما برای اینکه ماهیت اصلی سران جریان سبز و عقبه سیاسی آن برای ملت ایران آشکار شود و بر حسب احترام به قانون مطبوعات اقدام به درج این جوابیه می کنیم.

این جوابیه با سربرگ فدراسیون اسلامی ورزش زنان و به تاریخ 6/2/1389 و به شماره کلاسه 9910 برای حقیقت نیوز ارسال شده است.

هر چه بگندد نمکش می زنند    وای به روزی که بگندد نمک

 سایت حقیقت نیوز در تاریخ 30/1/89 از قول یک مقام امنیتی نقل کرده است که نیمی بودجه شبکه فارسی وان توسط اینجانب تامین می گردد و همچنین اینجانب سرمایه گذاری هنگفتی در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی کرده ام.

ضمن تکذیب کامل کلیه مطالب فوق و جلب توجه شما به نکات زیر؛ خواهشمند است نسبت به قرار دادن این تکذیبیه در سایت حقیقت نیوز بر اساس قانون مطبوعات اقدام فرمایید.

1-     مقام امنیتی مورد ادعای سایت حقیقت نیوز ؛ دروغ را رسالت خویش قرار داده است و معلوم نیست که مجوز شرعی بیان دروغ ها را از کجا گرفته است؟

2-     جای تاسف است نهادهایی که بر اساس وظیفه قانونی خود حافظ امنیت کشور؛ جامعه و تک تک افراد باشند ؛ خود به انتشار بیان چنین دروغ هایی در تخریب افراد و مخدوش کردن امنیت فردی؛ اجتماعی و روانی آنها و مسموم کردن فضای جامعه دست می زنند.

3-     گویی از ابتدای سال همت مضاع و کار مضاعف؛ گروهی در تبعیت کردن از این نامگذاری ، تمامی همت و تلاش خود را در ترویج دروغ و تهمت و افتراء گذاشته اند که نشان از استیصال و به بن بست رسیدن طرح های ساختارشکنانه سال گذشته آنان است. که سناریوها را در این سال عوض کرده اند.

4-     اینگونه دروغ پردازی های آشکار از مصونیتی است که در سایه تعلل قوه قضاییه حاصل شده است . عدم انجام وظیفه توسط قوه قضاییه در رسیدگی به شکایات اینجانب و بسیار دیگر کار را به اینجا رسانده است که گروهی با آزادی و مصونیت کامل و حتی قربه ا.. دروغ بگویند و نیتهای پلید و غیر اسلامی و غیر انسانی خود را عملی کنند.

5-     بدیهی است که قوه قضاییه نیز به دلیل به کارگیری این رویه مانند گویندگان و منتشر کنندگان این اخبار کذب باید در مقابل ملت و خدا و در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشد.

6-     شکایت خود را از این سایت به قوه قضاییه تسلیم خواهم کرد گرچه مطمئن هستم مثل همه شکایت های اینجانب ؛ خانواده من و سایر افراد تحت ظلم ؛ این شکایت به بایگانی سپرده می شود. اما همانگونه که تاریخ به ما اموخته است که هیچ ظلمی پایدار نخواند ماند در نهایت روزی می رسد که این مظالم مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت .

 حقیقت نیوز

 حقیقت نیوزی ها از شکایت خانم فائزه هاشمی و خانواده  وی از این سایت خبری استقبال می کند و این فرضت را مغتنم دانسته تا مدارک و اسناد خود را در پیشگاه ملت ایران ارائ

+ نوشته شده در  89/02/07ساعت 1:37  توسط رضا قمی  | 

ماجرای مک فارلین را مهدی هاشمی لو داد

مراسم افتتاحيه كرسي هاي آزاد انديشي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور مشهد با مناظره حجت الاسلام قاسم روانبخش دبير سياسي نشريه پرتو سخن و دكتر صادق زيباكلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد.
زیبا کلامبه گزارش رهوا: در این مناظره پیرامون موضوع "بررسی آرا و اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)" دو طرف به اظهارنظر پرداختند و درخصوص مسائل سیاسی کشور سخن گفتند. شاید اوج اظهارنظرها به سخن روانبخش برمی گشت، آنجا که خطاب به زیباکلام گفت:«شما به جريان دوم خرداد خيلي خدمت مي كنيد زيرا دفاعتان از رضاشاه جريان دوم خرداد را لجن مال مي كند وحتي برخي افراد شما را اصولگراي نفوذي مي دانند كه در نشست ها آبروي دوم خرداديها را مي بريد.»

دبیر سیاسی نشریه پرتو در آغاز مناظره گفت:امام خميني (ره) بعنوان نماد تفكر اسلام ناب محمدي فرمودند كه ما براي اسلام نهضت كرديم و اين نهضت نمي تواند دريك كشور و يا حتي در كشورهاي اسلامي محصور باشد بلكه اين نهضت دنباله نهضت انبيا است و همچون دعوت پيامبر اين نهضت نيز مربوط به همه عالم است.

وي افزود: امروز نيز همانند دوران امام (ره) عده اي بحث انزواي كشور را در جامعه جهاني مطرح مي كنند و اين در حالي است كه اين افراد فراموش كرده اند كه پيامبر اسلام در ابتدا در انزواي كامل بودند و سالها محاصره اقتصادي و نظامي را تحمل نمودند اما آيا امروز نيز پيامبر در انزواست يا محبوبترين چهره دنياست پس اينكه فلان ابرقدرت با ما رابطه ندارد كه مهم نيست بلكه مهم اين است كه امروز ايران در قلب ملتهاي آزاده جهان جاي دارد.

در ادامه دكتر زيبا كلام خطاب به دانشجویان گفت: زمانيكه بسياري از شما دانشجويان در قنداق بوديد من در انگلستان اعلاميه هاي امام را پخش مي كردم اما هرگز به خود اجازه نداده ام كه در تجمعات دانشجويي از امام نقل قولي بيان كنم زيرا اين كار نوعي فرصت طلبي است كه نمونه اي از اين عمل را پس از انتخابات با پخش كليپهايي از امام در صداوسيما ديديم و اين درحالي بود كه اين كليپ ها مربوط به زمان مشخصي بود كه سازمان مجاهدين اعلام مبارزه مسلحانه عليه نظام كرده بود اما با پخش آن مي خواستند اين گونه تداعي كنند كه مسايل پس از انتخابات همانند كار منافقين در سال 60 بوده كه اين درست نيست و اين امر جفا به امام است.

وي افزود:سياست خارجي هر كشوري را منافع ملي آن تعريف مي كند و اين امر را در برخورد امام با عربستان پس از كشتار حجاج ديديم كه امام در آن زمان فرمودند اگر ما با حزب بعث كنار بياييم با آل سعود كنار نخواهيم آمد اما در زماني ديگري فرمودند كه مصالح كشور ايجاب مي كند كه با آل سعود رابطه داشته باشيم،همينطور زماني كه در اوج جنگ عراقيها هرجايي را مي زدند و ما دفاع ضدهوايي نداشتيم ماجراي مك فارلين اتفاق افتاد و نزديكيهايي با آمريكا صورت گرفت و كم كم داشت روابط حسنه مي شد كه مهدي هاشمي ماجرا را لو داد و باعث شد كه 8 نماينده مجلس دوم خواستار استيضاح وزير خارجه شوند اما چون كشور در حال جنگ بود وامام حفظ نظام را از اوجب واجبات مي دانستند مانع اين كار شدند.

حجت الاسلام روانبخش دبير سياسي نشريه پرتوسخن در پاسخ به دكتر زيبا كلام گفت:اشاره كرديد كه تاكنون مطلبي از امام نقل نكرده ايد اولا خدا را شكر مي كنم كه امروز اين توفيق برايتان حاصل شد ثانيا گفتيد كه براي جلوگيري از سوء استفاده از فرمايشات امام آنها را نقل نمي كنيد ،آيا اين صحبت شما مصداق اين نيست كه از پيامبر نيز روايتي نقل نكنيم و آنها را بگذاريم روي طاقچه زيرا ممكن است قداست پيامبر مخدوش شود ،پس نه تنها بايستي مطالب را به درست نقل كنيم بلكه بايد سيره عملي شان را نيز بيان كنيم.

وي خاطرنشان كرد:در بحث سياست خارجي مانند احكام اسلام يك دسته احكام ثابت داريم مثلا هنگامي كه امام قطعنامه را پذيرفتند به كساني كه تقاضاي ادامه جنگ را داشتند فرمودند ما قطعنامه را پذيرفتيم و نبايد ديگر جنگ كرد و اين همان وفاي به عهد است يا اينكه فرمودند ما هرگز با اسرائيل رابطه برقرار نخواهيم كرد اما دسته ديگري از احكام داريم كه قابل تغيير هستند كه در اين دسته همان راهبردها و سياستهاي نظام هستند كه براساس حكمت،عزت و مصلحت تغيير مي كنند و فقط شخص ولي فقيه مي تواند اين هزينه و فايده را انجام دهد،حال اين سئوال پيش مي آيد كه آيا آقاي هاشمي رفسنجاني حق داشت بدون نظر مجلس و امام مك فارلين را دعوت كند و آيا پيروزي در جنگ با عراق به هر قيمتي مدنظر امام بود البته آقاي هاشمي در همان ايام زرنگي كرد و در روز 13 آبان چهره اي ضداستكباري از خود نشان داد.

در ادامه مناظره دكتر زيباكلام با اشاره به كشتار مسلمانان در چين گفت:شما كه از مسلمانان دفاع مي كنيد چرا به كشتار مسلمانان در چين واكنش نشان نداديد آيا به دليل منافع و مصالحي كه هست به روي خودمان نياورديم؟

روانبخش در پاسخ به وي گفت: اگر آمريكا جرياني را در چين راه مي اندازد و رهبر اين جريان با بوش و اوباما در كاخ سفيد ديدار كند حتما برنامه هايي چيده اند تا ما را به تصميم هايي برسانند تا در دام آنها بيفتيم اما خوشبختانه رهبر ما رهبري حكيمي است، در زمان جنگ آمريكا و عراق نيز دوستان آقاي زيباكلام به دنبال همين امر بودند تا ايران را وارد جنگ كنند به همين جهت خدمت رهبرمعظم انقلاب رسيدند و گفتند كه بايد از صدام حمايت كنيم اما آقا فرمودند كه موضع ما بيطرفانه است و جنگ عراق و آمريكا چاله اي زرگري است كه مي خواهند مردم ايران را نيز در آن سر ببرند،حتي در ماجراي يمن ما موضع نگرفتيم و رهبري نيز در بيانيه خود فرمودند كه برادركشي در يمن بايد تعطيل شود اما قضيه فلسطين متفاوت است زيرا طرف ما در اين مسئله صهيونيستهايي هستند كه مسلمانان را مي كشند و ايران تنها كشوري است كه در اين قضيه دادش بلند است.

دبير سياسي نشريه پرتو سخن خطاب به دكتر زيباكلام گفت:آقاي هاشمي از استوانه هاي انقلاب بودند اما همانطور كه امام فرمودند ملاك حال فعلي افراد است وجه مشترك آقاي هاشمي با رضاشاه چيست كه شما از هردو دفاع مي كنيد

دكتر زيباكلام پاسخ داد:نقش آقاي هاشمي در مسايل مثبت و منفي انقلاب قابل بحث است و ديدگاه امام نيز در مورد ايشان روشن است و حتي امام يك ماه مانده به انقلاب در اولين حكم حكومتي خويش آقاي هاشمي را عضو هيئت بررسي اعتصابات قرار دادند و جنگ را نيز به آقاي هاشمي واگذار كردند و وي بعد از فوت امام مورد مظلوميت قرار گرفت.

اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران خاطر نشان كرد:ايراني كه ما به آن افتخار مي كنيم مديون ضرب شمشير آغامحمدخان قاجار و چكمه هاي رضاشاه است زيرا زماني كه كودتاي 3 اسفند 1299 اتفاق افتاد هر قسمتي از كشور دست گروه خاصي بود و هر روز يكي از آنها اعلام استقلال مي كردند و تنها جايي كه براي حكومت مركزي مانده بود فقط تهران بود و در چنين وضعيتي بود كه نخبگان كشور به اين نتيجه رسيدند كه كشور قدرت مركزي نيرومندي مي خواهد وگرنه عملا از بين خواهد رفت و اين رضا خان بود كه مجددا كشور را با شهامت متحد كرد اما اينكه مي گويند رضاخان نوكر انگليسي ها بوده صحت ندارد زيرا زماني كه وي كودتا كرد روح انگليسي ها نيز خبردار نبود.

در پايان اين مناظره حجت الاسلام روانبخش درباره صحبتهاي دكتر زيباكلام گفت:اولا درباره اينكه آقاي زيبا كلام مي گويند آقاي هاشمي مظلوم است بايد گفت نوشتن نامه هاي كذايي و مباحث اين چنيني موجب مظلوميت نيست و در كتاب سنجه آقاي ري شهري نيز مواردي از تعرض آقاي هاشمي نسبت به امام آمده است حال بايد ديد امام مظلوم است يا آقاي هاشمي، ثانيا اينكه آقاي زيباكلام با اغراق مي گويند ايران مديون دوچهره خائن است بايد گفت كه كداميك از اين دو ظالم با شعار دمكراسي شما سازگارندو بايد گفت شما به جريان دوم خرداد خيلي خدمت مي كنيد زيرا دفاعتان از رضاشاه جريان دوم خرداد را لجن مال مي كند وحتي برخي افراد شما را اصولگراي نفوذي مي دانند كه در نشست ها آبروي دوم خرداديها را مي بريد ثالثا اينكه آيا شما امام را فراموش كرده ايد درحالي كه ايشان در بدترين شرايط با صدامي كه با غرب و شرق متحد شده بود مي جنگيدند و حاضر نشدند حتي يك وجب از خاك كشور در دست دشمن قرار گيرد و در پايان جهت آشنايي به شما توصيه مي كنم كه با كاروانهاي راهيان نور بازديدي از مناطق عملياتي دفاع مقدس داشته باشيد.
سایبری: رجا 
رهوانیوز
+ نوشته شده در  89/02/04ساعت 0:1  توسط رضا قمی  | 

تمامي سطح خليج فارس تحت پوشش شناورهاي تندرو سپاه قرار دارد

 

فرمانده منطقه يكم دريايي سپاه پاسداران گفت: با به كارگيري انبوه شناورهاي دريايي در مرحله اول از رزمايش، امروز تمامي سطح خليج فارس تحت پوشش شناورهاي تندرو سپاه پاسداران قرار دارد.



به گزارش فارس، اعزامي به منطقه عمومي رزمايش پيامبر اعظم 5 سردار عليرضا تنگسيري فرمانده منطقه يكم دريايي سپاه پاسداران، در حاشيه برگزاري منطقه اول اين رزمايش دريايي با حضور در جمع خبرنگاران با بيان اينكه تجهيزات به كار گرفته شده در اين مرحله از رزمايش كه شامل انواع شناورها در كلاس‌هاي مختلف مي‌باشد تنها بخشي از توان دفاعي جمهوري اسلامي است، گفت: با به كارگيري انبوه شناورهاي دريايي در اين مرحله از رزمايش امروز تمامي سطح خليج فارس تحت پوشش شناورهاي تندرو سپاه پاسداران قرار دارد.
تنگسيري با تاكيد بر اينكه تمامي تجيهزات به كار گرفته در اين رزمايش ساخت داخل است به عملياتي شدن شناور هوشمند و رادارگريز سپاه به نام "يامهدي " در اين رزمايش اشاره كرد و افزود: اين امر توان دفاعي نيروي دريايي سپاه را تا حد زيادي افزايش خواهد داد.
وي به كارگيري و حضور نيروهاي مردمي در قالب بسيج در اين رزمايش را مورد تاكيد قرار داد و افزود: هدف ما از برگزاري اين رزمايش بازنگاه داشتن دائمي و حفظ امنيت كامل براي منطقه استراتژيك تنگه هرمز است.
سخنگوي رزمايش پيامبر اعظم 5 تنگه هرمز را متعلق به تمامي ملت‌هاي منطقه دانست و گفت: نبايد كشورهاي بيگانه و فرامنطقه‌اي در اين منطقه دخالت كنند.
تنگسيري همچنين برگزاري اين رزمايش را پيام صلح و دوستي براي كشورهاي منطقه دانست و افزود: اميدواريم بزودي رزمايشي با مشاركت كشورهاي دوست و همسايه در منطقه خليج فارس برگزار كنيم.
+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 23:15  توسط رضا قمی  | 

رسایی: هاشمی محاکمه پسرش را محاکمه خودش می داند

 

نماينده مردم تهران در مجلس گفت: آقاي هاشمي محاكمه مهدي هاشمي را محاكمه خود مي‌داند در صورتي كه ديدگاه مردم خلاف آن است. 



خبرگزاری فارس: حجت‌الاسلام حميد رسايي چهارشنبه شب در جلسه پرسش و پاسخ دانش‌آموختگان پيرو خط رهبري گيلان افزود: اساساً مهدي هاشمي با پاي خود يا با دعوتنامه آقاي هاشمي به ايران بر نمي‌گردد و بايد مانند ريگي و شهرام جزايري او را به كشور برگردانيم.

وي با بيان اينكه تلقي آقاي هاشمي از محاكمه مهدي هاشمي درست نيست، اظهار داشت: آقاي هاشمي خود را به سرنوشت مهدي هاشمي پيوند مي‌زند و اطرافيان نيز فضا را طوري درست كرده‌اند كه برخورد با مهدي هاشمي، مقابله با هاشمي رفسنجاني بوده در صورتي كه ديدگاه مردم خلاف آن است. اگر عدالت اجرا شود ديدگاه مردم اينگونه نيست كما اينكه آيت‌الله محمدي گيلاني فرزند منافقي داشت و حتي خودش اقدام به محاكمه فرزندش كرد و راي صادر كرد و با اين راي حكم او نيز كه اعدام بود اجرا شد ولي مردم هرگز نفاق فرزند آيت‌الله گيلاني را براي او ثبت نكردند.

وي افزود: حضرت امام خميني نيز اينگونه بود در سال 59 وقتي سيدحسين خميني در مشهد در دفاع از بني‌صدر سخنراني كرده بود مردم در اعتراض به او حمله‌ور شدند كه وي دست به اسلحه برد و نيروهاي كميته او را از بين مردم بيرون آوردند، حضرت امام پس از اين موضوع دستور داد سيد حسين خميني تحت‌الحفظ به تهران بازگردانده شود و اگر دست به اسلحه خود زد او را با تير بزنند.

وي يادآور شد: به همين دليل است كه با گذشت بيش از 30 سال از انقلاب در 22 بهمن بيش از 40 ميليون نفر در خيابان‌هاي ايران حاضر شدند و شخصيت هايي را كه مانند امام هستند را روي دست خود مي‌برند اما شما شاهد هستيد كه شخصيت‌هايي كه بين انقلاب و فرزندان خود، فرزندانشان را انتخاب مي‌كنند علي‌رغم 30 سال خدمات وقتي در راهپيمايي‌ها حاضر مي‌شوند چهار حلقه حفاظتي از آنها مراقبت مي‌كنند و اطرافشان خالي است.

رسايي درباره ممنوعيت خروج خاتمي از كشور تصريح كرد: به آقاي خاتمي اعلام شده از كشور خارج نشود و برنامه براي خارج شدن نداشته باشد كه پذيرفته است زيرا به او گفته‌اند اگر بخواهي از كشور خارج شوي به صورت رسمي اعلام مي‌كنيم و اين امر براي آقايان كروبي و موسوي نيز وجود دارد.

به گفته وي كروبي به لحاظ بيماري در وضعيت وخيمي به سر مي‌برد. عضو كميسيون فرهنگي مجلس برنامه خروج خاتمي از كشور را استفاده از تريبون‌هاي بين‌المللي عنوان كرد و گفت: به دليل جايگاه سياسي آقاي خاتمي در عرصه بين‌المللي تريبون‌ها براي خط‌دهي و زنده نگه داشتن جريان فتنه در اختيارش قرار مي‌گرفت.

رسايي تصريح كرد: اين مهم‌ترين راهبرد و هدف سفر خارج از كشور آقايان خاتمي، موسوي و كروبي بود.

وي خاطرنشان كرد: جريان اصلاحات با توجه به عملكردي كه سران آن داشتند و همچنين اتحادي كه بين هدف آنها و خارجي‌ها ايجاد شد، عده‌اي واقعاً دچار ترديد و تجديدنظرخواهي شدند و در حمايت از اين مسير معمولاً اين طيف سكوت كرده و شايد حاضر نباشند موضع‌گيري و حمايت كنند.

نماينده مردم تهران در مجلس افزود: برخي نيز اساساً معضل آنها احمدي‌نژاد نيست و با ساختار مشكل دارند و اصل نظام، حاكميت و ولايت فقيه براي آنها مسئله بوده و به دنبال آن هستند از هر فرصتي براي زنده نگه داشتن خود استفاده كنند و بهانه‌هاي مختلفي را تجربه كردند كه به ضرر آنها شده است.

رسايي اظهار داشت: پس از انتخابات و راهپيمايي 25 خرداد طيف زيادي از مردم را به اينجا رسانده بودند كه تقلب شده و يك راهپيمايي در تهران از ميدان انقلاب تا آزادي به راه انداختند.

وي ادامه داد: اگر جريان سبز پس از آن تحركي نمي‌كردند همواره مي‌توانستند آخرين قدرت‌نمايي خود را 25 خرداد نشان دهند اما طمع كرده و فراخوان‌هاي ديگري را آغاز كردند.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس خاطرنشان كرد: دومين فراخوان جدي آنها روز قدس بود كه فروكش جدي نسبت به 25 خرداد پيدا كرد و دليل آن روشنگري و اطلاع‌رساني بود ضمن اينكه سران اين جريان عملكرد خوبي از خود نشان ندادند.
رسايي شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران روز قدس جريان سبز كه در راديو اسرائيل و سايت‌هاي آنها تبليغ مي‌شد را ديگر دلايل عدم استقبال مردم از آنها دانست.

وي با بيان اينكه جريان سبز در 13 آبان مي‌خواست فعاليت‌هاي خود را تشديد كند، گفت: باز هم به دليل اطلاع‌رساني و اينكه از آرمان‌ها و خط اصلي امام (ره) دور مي‌شدند در 13 آبان فروكش آنها نسبت به روز قدس بيشتر شد.

نماينده مردم تهران در مجلس مرحله بعدي جريان سبز را 16 آذر برشمرد و تصريح كرد: در اين روز در دانشگاه‌ها نتوانستند كاري انجام دهند و آخرين عرض اندام آنها روز عاشورا بود كه به يك نكبت در تاريخ براي آنها تبديل شد.

رسايي با اشاره به اينكه فكر نمي‌كردم موسوي از آنان حمايت كرده و آن طيف را مردم خداجوي معرفي كند، خاطرنشان كرد: آخرين قدرت‌نمايي مردم 9 دي و پس از آن 22 بهمن بود.

وي با تاكيد بر اينكه بسياري از كساني كه در راهپيمايي 25 خرداد سال گذشته بودند در 9 دي نيز شركت داشتند، افزود: اين افراد ديگر هوادار آقاي موسوي و جريان سبز نبودند.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس در ادامه تهديد نظامي اوباما را نشان دهنده وضعيت نااميدكننده داخلي ايران براي آنان دانست و اظهار داشت: اوباما به دليل اينكه از وضعيت داخلي ايران نااميد شده مي‌خواهد مردم را بترساند بنابر اين تهديد نظامي را انجام داده است.

به گفته رسايي جريان سبز خود را با جريان ضد ديني پيوند زده و مي‌خواهد تا جايي كه بتواند لشكركشي كند.

وي درباره طرح هدفمند كردن يارانه‌ها نيز گفت: دولت يك طرح كارشناسي شده كه جراحي بزرگ اقتصادي است را مطرح كرد.

نماينده مردم تهران در مجلس خاطرنشان كرد: در نظام اقتصادي فعلي هر كس ثروت بيشتري دارد كمك بيشتري مي‌گيرد در صورتي كه كمك‌ها را بايد به نيازمندان بدهند.

رسايي با اشاره به اينكه كليد هدفمند كردن يارانه‌ها در دولت آقاي هاشمي زده شد، افزود: در دوره آقايان هاشمي و خاتمي اين طرح به دليل تورم‌زا بودن و كاهش راي آنان و بازخوردهاي اجتماعي اجرايي نشد.

وي ادامه داد: در سيستم اصولگرا نيز اينگونه بود و مجلس قبل از انتخابات رياست جمهوري اين طرح را قبول نكرد اما احمدي نژاد معتقد بود ما به دليل رويگرداني آراي مردم نبايد كارهاي كشور را معطل بگذاريم و جالب اينجاست كه همين روحيه باعث افزايش توجه مردم به او شده است به دليل اينكه اين روحيه از خدمت رساني نشات گرفته نه قدرت طلبي.

وي با اشاره به وضعيت موسوي اظهار داشت: پرونده موسوي در حال بررسي بوده و قطعناً با آقاي موسوي برخورد مي‌شود و براي همين ممنوع‌الخروج است.

اين نماينده مجلس در خاتمه در پاسخ به سئوال يكي از دانشجويان مبني بر آغاز كارهاي تبليغي برخي از افراد از جمله لاريجاني، قاليباف و مشائي براي انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري گفت: هر كس از اكنون براي رياست جمهوري سه سال آينده فعاليت هاي تبليغاتي خود را آغاز كند از آنجا كه اين رفتار در نگاه مردم نوعي شيفتگي قدرت به حساب مي آيد قطعا مورد نفرت مردم قرار مي گيرد.

وي افزود: شخصيت هاي سياسي فراموش نكنند كه بصيرت در جامعه چند برابر شده است و مردم تفاوت بين شيفتگي قدرت و خدمت را خيلي زودتر از گذشته تشخيص مي دهند.

رسايي در پاسخ به سئوال ديگري در خصوص وضعيت رحيمي معاون اول رئيس جمهور گفت: در مورد تخلفات آقاي رحيمي ما سكوت نكرده ايم بلكه از آنجا كه اين موضوع در دستگاه قضايي در حال بررسي است منتظر نتيجه آن هستيم و موضع كلي ما اين است كه با فساد در هر رده اي بايد برخورد شود طبيعتا اگر ثابت شود كه آقاي رحيمي فسادي داشته است و در خصوص اجراي عدالت مقاومت شود درباره آن مثل ساير موارد اعتراض خواهيم كرد.
+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 23:10  توسط رضا قمی  | 

نظریه "دوبچه کافی نیست "احمدی نژاد و مبارزه با افزایش جمعیت وهابیون در ایران

 

من با ديد جامعه شناسي نه ديني مسئله را بررسي مي كنم و مي گويم اگر كاهش رشد جمعيت شيعه اين چنين ادامه يابد در فاصله دو دهه ديگر بايد شاهد كشتار شديد شيعيان در ايران توسط نيروهاي انتهاري وهابي باشيم .




به گزارش اختصاصی حقیقت نیوز -پس از تبليغ كاهش جمعيت توسط دولت حمد خاتمی ، عالمان سني تبليغ افزايش جمعيت براي رسيدن به اكثريت را شعار خود قرار دادند. و تا امروز نتايج زيادي به دست آورده اند:

1- امروزه به صورت رسمي و غير رسمي تبليغ مي كنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنراني ها تصريح مي كنند كه با اين كار مي خواهيم به مرحله اي برسيم كه كشوري كه با خدمات عمر مسلمان شده(ايران) و ... به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ 4 زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است

2- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است ولي در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است.

در برخي روستاهاي مختلط نشين(شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بار است مثلا روستايي را سراغ دارم كه در گذشته 65%آن را شيعيان و 35% راسني ها تشكيل مي دادند امروزه 86% را سني ها تشكيل مي دهند.

3- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهر هاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. درشهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان- رشت و مشهد . چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند و كرمان و...

5- ممكن است سوال شود :اهل سنت هميشه حاكمان مسلمان را اولي الامر دانسته و اطاعت از آنان را واجب ميدانستند چگونه بر عليه سياست هاي دولت مقابله كردند ؟؟؟

جواب كاملا روشن است زيرا عمده سني ها به مرور زمان از سني به وهابي تبديل شدند و وهابي ها اطاعت از حاكم شيعه را حرام، كشتن شيعه را واجب، و استتفاده از هر ابزاري براي مقابله با شيعه را مباح و باعث ثواب مي دانند( در اين زمينه حدودا 60 فتوا از علماي وهابي در كتاب "مجموع فتاوي دارللجنه العلميه والافتاء" چاپ عربستان، در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است كه مي توانيد حتي pdf عربي اين كتاب ها را در اينترنت ملاحظه فرموده و مطالعه كنيد) نكته ديگري نيز مي تواند مسئله را تبيين كند تا سال 1382 عمده حملات عليه شيعيان در سيستان و بلوچستان با بمب هاي صوتي صورت گرفتند ولي از 1382 تا 1388 همه حملات انفجاري بودند واين از پيامدهاي تبليغات وهابيت بين سني ها بود . از سال 1388 به بعد نيز حملات انتهاري شده اند يعني وهابي به خود بمب مي بندد و به اميد رسيدن به ثواب با كشتن شيعيان خود را بين شيعيان منفجر مي كند.

سوال مهمي كه شكل معما دارد از خوانند محترم مي پرسم: در مشهد در يكي ازشهركها دو مدرسه وجود دارد دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه.

دبيرستان دخترانه 80% شيعه و 20% سني دارد ولي دبستان وابتدايي دخترانه80% سني و 20% شيعه دارد ميدانيد راز اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سني ها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا13-14 سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس مي خوانند ولي 3 سال بعد كه بزرگتر مي شوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب 80%سني خواهد يافت و شيعيان20% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد.

 من با ديد جامعه شناسي نه ديني مسئله را بررسي مي كنم و مي گويم اگر كاهش رشد جمعيت شيعه اين چنين ادامه يابد در فاصله دو دهه ديگر بايد شاهد كشتار شديد شيعيان در ايران توسط نيروهاي انتهاري وهابي باشيم . اين مسئله دقيقا در عراق هر روز اتفاق مي افتد. مي دانيد كه تقريبا تمام كشته شدگان حملات انتهاري در عراق شيعيان هستند و قاتلان تقريبا هميشه وهابي ها بوده اند. اين حكايت قبل از عراق در پاكستان تكرار شده بود.(البته در اين دو كشور شيعيان به دست خود رشد جمعيت خود را كاهش نداده اند). تصميم به كنترل جمعيت يا رشد آن تنها به جيب و پول ما گره نمي خورد بلكه مسائلي مانند امنيت و مشاركت اجتماعي و آرامش نسل آينده را نيز تحت تاثير قرار مي دهد.
/یک استاد دانشگاه /

 

+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 23:7  توسط رضا قمی  | 

جریان سازی رسانه ای به نفع مهدی هاشمی رفسنجانی

سایت دی پرس یکی از سایت های اقماری اصلاح طلب در یک اقدام عجیب بیانیه مهدی هاشمی را که در راستای تهدید نظام تهیه شده بود در قالب خبر اختصاصی خود انتشار داد حال این سئوال مطرح می شود که چه ارتباطی بین این سایت و مهدی هاشمی وجود دارد؟




به گزارش اختصاصی حقیقت نیوز؛ سایت اصلاح طلب دی پرس که به تازگی به عرصه رسانه ای کشور قدم نهاده است و 90 درصد اخبار این سایت در مدح و حمایت از جریان مطرود اصلاح طلب  و انتقاد از دکتر احمدی نژاد تهیه می شود در یک اقدام شگفت انگیز بیانیه مهدی هاشمی که سرتاسر در جهت تهدید نظام و دستگاه قصایی کشور تهیه شده بود انتشار داد.

شاید بد نباشد که مسئولان سایت دی پرس توضیح دهند که از چه کانالی توانسته اند بیانیه مهدی هاشمی که در حال حاضر به عنوان متهم در خارج از کشور سکونت دارد را در قالب خبر اختصاصی  خود انتشار دهند.

شاید بهتر باشد که مسئولان این سایت در توضیحی به مقامات امنیتی و قضایی اطلاعات خود را از محل سکونت مهدی هاشمی ارائه دهند تا وی هر چه زودتر در پشت میز محاکمه حاضر شده و از خود دفاع کند.

اما در فراز دیگر این مقال باید این مسئله را یادآوری کرد که دست اندرکاران سایت دی پرس که به خوبی از فحوای بیانیه تهدید آمیز مهدی هاشمی با خبر بوده اند به کدام دلیل و برهان این بیانیه رعب انگیز و ساختار شکن را رسانه ای کردند.

 آیا رسانه ای شدن این بیانیه که سرتاسر بوی توطئه و تهدید می دهد از سوی یک سایت خبری که آزادانه در فضای رسانه ای کشور ایفای نقش می کند در جهت ایجاد تشویش اذهان عمومی و محقق کردن خواسته جریان فتنه سبز و عقبه سیاسی آن نبوده است؟

در پایان مطلوب است که دست اندرکاران این سایت اصلاح طلب با تبعیت کردن از خواست عمومی ملت ایران در مبارزه با فتنه سبزو عقبه سیاسی آن با تغییر رویه کار خود در مسیر ایجاد وحدت در جامعه گام بردارند.

+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 23:5  توسط رضا قمی  | 

تحلیل بی بی سی از دلیل صدور حکم جلب مهدی هاشمی

هدف از صدور حکم جلب مهدی هاشمی فشار بر هاشمی رفسنجانی است تا از این طریق او را از سران مخالفان دولت جدا کنند.



خبرآنلاین،تلویزیون فارسی بی بی سی  در برنامه خبری روز جمعه خود بعد از اعلام صدور حکم جلب مهدی هاشمی در گفت و گو با جمشید برزگر تحلیل گر این شبکه دلایل  صدور این حکم را از وی سوال کرد.

برزگر در این گفت و گو با بیان اینکه فرزندان هاشمی به خصوص فائزه و مهدی هاشمی ازگذشته مورد توجه هواداران دولت بوده اند افزود:اما پس از انتخابات اتهاماتی جدید چون تلاش برای تضعیف نظام و سند سازی به آنها نسبت داده می شود.

وی در پاسخ به این سوال که آیا این موضوع سناریوی تازه بر علیه هاشمی و خانواده او است، گفت: روند جدید نیست. پیش از این در 30 خرداد هم 5 تن از اعضای خانواده هاشمی بازداشت شده بودند و در ایان عید نیز فرزند فائزه هاشمی و برادر همسر هاشمی به زندان محکوم شدند.

به گفته وی در حالی که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری فساد اقتصادی اتهام مهدی هاشمی بوده است در ماجرای انتخابات خرداد 88 این موضوع به تلاش برای ایجاد اغتشاش تغییر کرد.

این تحلیل گر بی بی سی خاطر نشان کرد: هدف از فشار های تازه به خانواده هاشمی آن است که وی را از سران مخالف دولت جدا کنند و بین آنها فاصله بیندازند.

+ نوشته شده در  89/01/28ساعت 1:47  توسط رضا قمی  | 

حكم جلب مهدي هاشمي صادر شده است

صدور حكم جلب مهدي هاشمي و قطعي شدن دستگيري وي خبري بود كه در جلسه مشترك رئيس قوه قضائيه و اعضاي كميسون قضايي مجلس اعلام شده است.



به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، صدور حكم جلب مهدي هاشمي از جمله مطالبي است كه در جلسه مشترك آيت‌الله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه و جمعي از نمايندگان از جمله اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي مجلس اعلام شد.
بر پايه اين گزارش در اين جلسه مشترك تصريح شد كه در صورت ورود مهدي هاشمي به كشور وي بر اساس اين حكم دستگير خواهد شد.
در اين جلسه درباره احتمال عدم مراجعت مهدي هاشمي به كشور و راههاي قانوني دستگيري وي مطالبي عنوان شده است.
مهدي هاشمي رفسنجاني بعد از اغتشاشات انتخابات 22 خرداد و اقوال گوناگون درباره مشاركت وي در اين حوادث، در اوايل شهريورماه سال جاري كشور را به مقصد لندن ترك كرد.
قرار است مهدي هاشمي در دادگاه به اتهامات خود در اين باره پاسخ دهد

+ نوشته شده در  89/01/28ساعت 1:44  توسط رضا قمی  | 

ارتزاق یک روزنامه اصلاح طلب از پول هاشمی رفسنجانی

اختصاصی حقیقت نیوز؛

 

روزنامه اصلاح طلب آرمان روابط عمومی از منابع مالی اکبر هاشمی رفسنجانی ارتزاق می شود و کلیه هزینه های جاری و ساری این روزنامه از سوی هاشمی رفسنجانی تامین می گردد.




یک منبع نزدیک به روزنامه آرمان روابط عمومی به حقیقت نیوز گفت: طی چند ماه گذشته  این روزنامه  برای ادامه فعالیت رسانه ای خودش از منابع هاشمی رفنسجانی کمک می گرفت.

وی ادامه داد: اما قبل از سال جدید و در پی منتفی شدن انتشار دوباره روزنامه کارگزاران  طی جلسه بین غلامحسین کرباسچی و هوشمند سفیدی مدیر مسئول این روزنامه توافق گردید که کلیه هزینه های جاری و ساری روزنامه آرمان روابط عمومی از منابع مالی هاشمی رفسنجانی تامین گردد.

این فرد افزود: برهمین اساس انتشار روزنامه کارگزاران فعلا متفی گردید و مقرر شد که روزنامه آرمان روابط عمومی منویات هاشمی رفسنجانی را در فضای رسانه ای کشور را دنبال کند.

وی در خاتمه گفت: بر همین اساس می توان به شماره  روز سه شنبه  و چهاشنبه هفدهم و هجدهم  نگاه کرد که این روزنامه چگونه  سخنان مقام معظم رهبری را در گوشه ای از صفحه خود و به شکلی استتار شده کار می کند اما سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی  و محمد خاتمی را به عنوان تیتر یک و با قرار دادن عکسی به ابعاد نیم صفحه بالای روزنامه منتشر می سازد!

+ نوشته شده در  89/01/20ساعت 6:22  توسط رضا قمی  | 

موسوی خویینی ها ممنوع الخروج و مورد بازجویی قرار گرفت

اختصاصی حقیقت نیوز,

موسوی ممنوع الخروج وموردبازجوئی قرارگرفت 

یک مقام امنیتی به حقیقت نیوز گفت: در پی افشا شدن مذاکرات مخفیانه موسوی خویینی ها رییس کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی با مقامات غربی در یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس وی تا اطلاع ثانوی ممنوع الخروج شده است.




این مقام امنیتی به حقیقت نیوز تاکید کرد:اسناد و عکس های مذاکرات مخفیانه موسوی خویینی ها با مقامات غربی و آمریکایی  افشا شده است و این اسناد در اختیار مقامات امنیتی قرار گرفته است.

وی ادامه داد: روز گذشته موسوی خویینی ها برای پاسخ به پاره ای از سئوالات فراخوانده شد و به وی اعلام گردید که تا اطلاع ثانوی حق خروج از کشور را ندارد و پاسبورت وی ضبط گردیده است.

این مقام امنیتی اضافه می کند: در حال حاضر پرونده موسوی خویینی ها در دست بررسی است و پس از تکمیل تحقیقات در مورد وی تصمیم گیری می شود.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: موسوی خویینی ها در این مذاکرات نقش واسطه بین میرحسین موسوی و مقامات آمریکایی را ایفاء کرده است و پیام های مخفیانه موسوی را به آنها انتقال داده است.

+ نوشته شده در  89/01/20ساعت 6:20  توسط رضا قمی  |