X
تبلیغات
اعتقادي .آزادي بيان. سياسي. نظامي

اعتقادي .آزادي بيان. سياسي. نظامي

به وبلاگ من(سرافراز به نام ايران عزيز) خوش آمديد:

موجودی هوائی ایران در ویکیپدیا

Versions In service[7] Notes
Aero Commander Flag of the United States United States utility transport 690A 4
Xian Y-7 Flag of the People's Republic of China China tactical transport Y-7 14 built by Xian
Antonov An-74 Flag of Ukraine Ukraine tactical airlift transport An-74TK-200 11
Beriev A-50 Flag of Russia Russia airborne early warning A-50 Shmel Unknown
Beechcraft Bonanza Flag of the United States United States trainer F33C 20
Agusta-Bell 206 Flag of Italy Italy
Flag of Iran Iran
utility helicopter AB 206A
Panha Shabviz 2061
3
-
AB 206A built by Agusta
unknown numbers of 2061 in service
Agusta-Bell 212 Flag of Italy Italy Light-lift transport helicopter AB 212 5 built by Agusta
Bell 214 Flag of the United States United States Medium-lift transport helicopter Bell 214C 25
Ilyushin Il-76 AEW Flag of Russia Russia Airborne Early Warning Adnan-1 2 In 1991 Gulf War two IL-76AEW fled from Iraq to Iran where the remain in service at Shiraz and Mehrabad Intl. [1]
Boeing 707 Flag of the United States United States transport/air-to-air refuelling tanker 707-3J9C 10 many modified for special missions
Boeing 747 Flag of the United States United States VIP transport/air-to-air refuelling tanker 747-100F 5
Boeing CH-47 Chinook Flag of Italy Italy Heavy-lift transport helicopter CH-47C 25 built by Agusta
Chengdu F-7 Airguard Flag of the People's Republic of China China Fighter (F-7M)/trainer (FT-7) F-7M
FT-7
20
5
FT-7 built by GAIC, an aditional aircraft crashed due to technical failure
Dassault Falcon 20 Flag of France France VIP transport 1
Dassault Falcon 50 Flag of France France VIP transport 3
Dassault Mirage F1 Flag of France France fighter Mirage F1BQ
Mirage F-1EQ
24
Embraer EMB 312 Tucano Flag of Brazil Brazil Basic trainer 15
Fokker F27 Friendship Flag of the Netherlands Netherlands tactical airlift/transport F27-400M
F27-600
11
3
Grumman F-14 Tomcat Flag of the United States United States Interceptor/multi-role fighter F-14A 50 79 originally delivered
Harbin Y-12 Flag of the People's Republic of China China utility transport 8
HESA Azarakhsh Flag of Iran Iran fighter 30[2]
HESA Saeqeh Flag of Iran Iran fighter 4 at least 4 built [3]
HESA Shafaq Flag of Iran Iran fighter 0 entering service
Dorna/Tazarv Flag of Iran Iran trainer  ?

[8]

Fajr-3 Flag of Iran Iran trainer  ?
IAMI Parastoo Flag of Iran Iran trainer 26
HESA Simorgh Flag of Iran Iran trainer 2 [9]
Ilyushin Il-76 Flag of Russia Russia transport 12
Kaman HH-43 Huskie Flag of the United States United States rescue helicopter HH-43F 8
Lockheed C-130 Hercules Flag of the United States United States tactical airlift/transport
reconnaissance
C-130E
C-130H
RC-130
5
4
1
Lockheed JetStar Flag of the United States United States VIP transport JetStar II 1
Lockheed P-3 Orion Flag of the United States United States maritime patrol P-3F 5
Lockheed T-33 Shooting Star Flag of the United States United States trainer T-33A 5
McDonnell-Douglas F-4 Phantom II Flag of the United States United States fighter
fighter
reconnaissance
F-4D
F-4E
RF-4E
15
29
3
Mikoyan MiG-29 Flag of Russia Russia fighter
trainer
MiG-29A
MiG-29UB
60
15
many with local upgrades
Mil Mi-8 Flag of Russia Russia Medium-lift transport helicopter Mi-8MTW
Mi-17
Mi-171Sh
4
2
46
Northrop F-5 Freedom Fighter/Tiger Flag of the United States United States fighter F-5A
F-5B
F-5E
F-5F
RF-5E
50 many other versions in storage
Pilatus PC-6 Porter Flag of Switzerland Switzerland utility transport 12
Pilatus PC-7 Turbo Trainer Flag of Switzerland Switzerland trainer 20
Saab Safari Flag of Sweden Sweden trainer Mushshak 23 built by Pakistan
Shenyang F-6 Farmer Flag of the People's Republic of China China fighter F-6 18
Socata TB Flag of France France utility TB 20
TB 200
6
6
Sukhoi Su-24 Flag of Russia Russia strike/air-to-air refuelling tanker SU-24MK 32
Sukhoi Su-30 Flag of Russia Russia air superiority fighter SU-30MKM 250 Mikoyan MiG-27 Flag of Russia Russia attack/strike 24
Sukhoi Su-25 Flag of Russia Russia strike/close air support
trainer
Su-25K
Su-25T
Su-25UBK
Su-25UBT
-
3
-
3
7 Su-25K/UBK impounded from Iraq
6 Su-25T/UBT purchased from Russia[10]
+ نوشته شده در  86/11/11ساعت 17:58  توسط رضا قمی  | 

آواکس ایران

Ilyushin Il-76 Adnan-1 aircraft picture

یکی از ۲ فروند اواکس ایران

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 18:51  توسط رضا قمی  | 

گوشه ای از توانائی ایران

میراژاف۱ ارتش

تنها اف ۱۶ ایران

 

میگ ۲۱ های ایران  پناهنده عراقی

 

قایقهای پرنده رادار گریز ساخت ایران

 

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 18:1  توسط رضا قمی  | 

عالیجنابان فراموش کار

عالیجنابان فراموش کار

  «...هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس باشد یا نباشد، باید زبان خود را بهداشتی کند و اخلاق مدنی را رعایت نماید. در شأن یک روحانی نیست که با نخبگان با اهانت و فحاشی سخن بگوید. اگر وی زبان خود را اصلاح کند و مخالفان خود را محترم بدارد، نزد نخبگان جایگاه خواهد داشت. ولی اگر آقای هاشمی بر نهج گذشته رفتار کند، به زودی عرصه سیاست را ترک خواهد گفت.»

عبارات بالا برگرفته از سلسله مقالاتي است که روزگاری در جراید مدعیان اصلاح طلبی برای تخریب و مقابله با هاشمی رفسنجانی درج می شد. آن روزها هاشمی عالیجناب سرخپوش لقب گرفته بود؛ چرا که چون کاردینال ریشلیو، به عالیجنابان خاکستری میدان داده بود تا چون پدر ژوزف قدرت واقعی را البته به طور پنهان در دست بگیرند! هاشمی متهم بود به دست داشتن در قتل های زنجیره ای و همکاری در خصوص از میان برداشتن روشنفکران و دگراندیشان کشور.

تقابل با هاشمی در سطح وسیعی از تریبون جراید آغاز شده بود. صبح امروز: «آقای هاشمی نماد تحقیر روشنفکران، مطبوعات و دانشجویان بود. او آنها را نادیده می گرفت و اهمیتی به نظر آنها نمی داد.» عصر آزادگان: «زبان هاشمی نه تنها اهانت آمیز است بلکه متضمن تهدید ناقدان و مخالفان است.» آفتاب امروز: «آقای هاشمی باید به صراحت و به طور علنی از کلیه شهروندان به دلیل قتل های زنجیره ای محفل نشینان در دوران ریاست جمهوری اش عذرخواهی کند.»

گنجی هاشمی را دعوت به مناظره در خصوص قتل های زنجیره ای می کرد و در این میان پوشش رسانه ای کامل اصلاحاتیان عهده دار بسط و توسعه دیدگاههای افراطیون اصلاحات بود. برخی هم که در درون جبهه تخیلی دوم خرداد همراه این حرکت نبودند، تنها مصلحت را لحاظ می کردند. از ارجحیت مصلحت بر حقیقت، می گفتند و می نوشتند و دیگر هیچ. 

آن روزها که حملات بی رحمانه افراطیون اصلاحات به بهانه های مختلف نسبت به هاشمی کلید می خورد، شاید کمتر کسی تصور می کرد، روزی هم خواهد آمد که سیاست بازان ماکیاولی گرد هاشمی حلقه بزنند و آنچنان از کراماتش بگویند که انگار سال هاست با او همراه و هم پیمانند. گویند سن که از حدی می گذرد بشر فراموشکار می شود و اصلاحات چه زود پیر شده است!

در حالی که بدنه جبهه دوم خرداد خویش را برای مقابله با هاشمی هر روز بیش از روز قبل آماده می کرد، انتخابات مجلس ششم کلید خورد.  هجمه ای فراموش ناشدنی آغاز شده بود. آراء مخدوش انتخاباتی که متصدی آن دولت خاتمی بود، بررسی می شد. صبح امروز در سرمقاله ای با کنایه و تمسخر نوشت: «چند روز صبر کنید، حاج آقا می یاد بالا!» هاشمی محکوم به شکست بود و دلسوزان امروزش آن روز با همه قوا او را نشانه گرفته بودند.

گنجی: «... حاج آقا که تقریباً صد در صد مردم او را می شناختند، از رقبایی به سختی شکست خورد که کمتر از 50 درصد مردم آنها را می شناختند. در روزهای آینده دوپینگهای تازه ای تدارک دیده خواهد شد تا حاج آقا به هر صورت بالا رود و فضای نقد حاج آقا به طور کامل مسدود گردد»

اگر هر کس هم آن روزهای سخت هاشمی را فراموش کند، یقیناً خود او داستان آن روز را از یاد نخواهد برد. قصه آرای او و فائزه و بعد هم انصراف از انتخابات که چاره ای در آن شرایط جز آن نبود. مقهورین پیروزی دوم خرداد از هاشمی هم گذشتند و با افتخار، عدم حضورش در مجلس ششم را جشن گرفتند. صبح امروز: «حاج آقا اگر می خواهد از بحران عدم اعتماد نجات یابد، باید به صراحت به مردم بگوید سخن شما را شنیدم و فهمیدم. مرا و سیاست هایم را نمی خواهید. لذا فعلا از قدرت کناره گیری کرده و سعی خواهم کرد با تجدیدنظر در افکار و رفتار و گفتار، اعتماد شما را به سوی خود جلب کرده و در انتخاباتی دموکراتیک با رأی شما به قدرت بازگشته و اهداف و مطالبات شما را پی گیرم.»

با این همه امروز که هاشمی بر جایگاه ریاست مجلس خبرگان قرار گرفته، همان طيف، از او چهره ای اعتدالگرا ترسیم می کنند؛ حال آنکه آن روز نه تنها چنین نبود، بلکه هاشمی یک افراطی تمام عيار مسئول قتل روشنفكران و دگرانديشان! لقب گرفته بود:« آیا عالیجناب سرخپوش با رفتارهایی که تا کنون داشته، مصداق اعتدال است یا اعتدالگراست؟ آیا زبان تحقیرگر و دشمن خوان هاشمی رفسنجانی از اعتدال حکایت دارد؟ آیا وقتی هاشمی رفسنجانی کابینه خود را غیر سیاسی معرفی کرد و افزود که خود به جای بقیه به قدر کافی سیاسی است، از اعتدال خبر می داد یا اعتدال را بنا می نهاد؟ آیا قتل بیش از هشتاد نفر از روشنفکران و دگرباشان در مدت صدارت هاشمی نشانه اعتدال است؟»

هیچ چیز جلودار انتقادات و تخریبات آن روز نبود. گنجی می گفت:« ابداع تئوریک و نقد تابوها و اسطوره ها و خطوط قرمز گوهر روشنفکری است. به هیچ دلیل و مصلحت و ضرورتی نباید چراغ نقد را خاموش کرد. مرعوب کردن ناقد از طریق کشف و نفی انگیزه های او راهگشای اصلاحات و توسعه سیاسی نیست.» 

شمشیرها از رو بسته شده بود تا برای هاشمی بازنشستگی سیاسی را رقم بزند. او باید پاسخ می داد. همشهری: « عالیجناب سرخپوش باید در دو زمینه مشخص به شهروندان پاسخگو باشد. اول ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر... دوم قتل های زنجیره ای دگراندیشان و دگرباشان.» به راستی شرایط دشواری بود. 

این همه از آن باب بود تا بلکه پا به سن گذاشتگان عرصه سیاست، گذشته خویش را بازیابند و بدانند با کسی که امروز به نفع خویش مصادره اش می کنند، چه نسبتی داشته اند. به راستی این مواضع پارادوکسیکال چگونه قابل بررسی و توجیه است؟ شاید بهترین پاسخ را به این علامت سوال بزرگ ابطحی داده باشد: «آقای هاشمی هیچ وقت محور اصلاحات نبوده...آقای هاشمی یک شخصیت بسیار قدرتمند در ساختار قدرت کشور است و رفتار آقای احمدی نژاد به گونه ای بوده که آقای هاشمی را درمقابل خودش قرار داده. خوب طبیعتا اینجا فرصت بسیار خوبی برای اصلاح طلبان فراهم شده که از این موقعیت و پتانسیل آقای هاشمی استفاده کنند... در سیاست هیچ چیزی آرمانی نیست... من به یک سری اصول پایبندم اما برای پیشبرد این اصول از امکانات و شیوه های مختلف استفاده می کنم.... برای ما مهم این است که به اصولمان برسیم ولی از راه های مختلف می توانیم به این اصول برسیم؛ یک روز با کمک آقای هاشمی و یک روز هم بدون کمک آقای هاشمی. یک روز با کمک افراطیون، یک روز هم بدون کمک افراطیون... »

هاشمی نیک می داند آنانی که امروز او را تمجید و تکریم می کنند جز به منافع خویش نمی اندیشند. منافعی که هر روز نوعی ایجاب می کنند. یک روز تخریب هاشمی و روز دیگر دفاع از هاشمی! یک روز تقدیس خاتمی و روز دیگر عبور از خاتمی! زمان خواهد گذشت و تاریخ در مورد دوچهره های امروز قضاوت خواهد کرد. که چه کسانی ناقد خیرخواه هاشمی بودند و چه کسانی حامی خائن او! و تا خود هاشمي بر كدام سبيل حركت كند؛ دعوت خیرخواهان منتقد و یا وسوسه حامیان خائن

 

میر علوی

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 17:46  توسط رضا قمی  | 

حکایت 1

حكايت شيرين اين خاندان ! (۲)

* بخش دوم

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است ...

از راست به چپ : فائزه ، محسن ، ياسر ، مهدي ، فاطمه . اون بالايي هم كه ...

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . نمي دانم چرا از بين هفتاد ميليون ايراني فقط اعضاء اين خاندان متخصص و مدير از آب در آمده اند ؟! يكي متخصص در امور نفت ، ديگري در بيماري هاي خاص ، آن يكي ناجي زنان ايراني و بعد هم راه سازي و بزرگ راه كشي (آن هم از نوع كانادايي اش !) ، آن ديگري ، مديريت در امور شهري و ايضا راه آهن شهري ، دايي جان ، كارشناس صادرات و واردات ، عمو جان ، متخصص در ساخت و ساز و بساز و بفروش ، عمه خانم ، باش گاه دار سواركاري ... و بالاخره بزرگ خاندان ، تشخيص دهنده ي بري از هر اشتباه مصالح تمام عالم بشريت ! از تمام املاك موجود در اين سرزمين هم ، تنها املاك و خاك و زمين اينان حاصل خيز است و مستحق رسيده گي ويژه ! كاروني كه هزاران سال در اين آب و خاك جاري بوده و بركت دهنده ي تمام زمين هاي مجاورش ، به ناگاه به ياد مي آورد كه رسالت تاريخي اش چيز ديگري بوده و آن هم چرخشي نود درجه اي و گذر از صدها متر تونل و صدها كيلو متر مسير زه كشي شده و سر بر آوردن از باغ هاي كشت پسته ، آن هم چه پسته اي ، پسته ي خندان رفسنجان ! در اين بين ، اسم بي چاره كشاورز رفسنجاني و كرماني هم بد در مي رود كه بله ، تمام خوشي عالم را نصيب خود كرده ايد و پسته كيلويي خدات تومان را به اروپا و آمريكا صادر مي كنيد و چه و چه وچه ! ولي آن روي سكه ، همين كشاورز اسم بد در رفته ، بدون اذن ارباباني كه تا ديروز خود رعيت حقير آن سرزمين بودند ، نه حق كاشت دارد ، نه داشت و نه برداشت . صادرات هم كه جاي خود دارد .

 

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . تا دي روز كه صاحب بلا فصل اين مملكت بودند و اداره كننده ي قواي مجريه و مقننه ، كشتي كشتي ، اجناس لوكس وارد كشور مي كردند و كارخانه كارخانه ، محصولات اروپايي و آسياي دور را مونتاژ مي كردند و هكتار هكتار ، زمين مردم بي نواي محتاج نان و املاك متعلق به بيت المال را به ثمن بخس مي خريدند كه نه ، غصب مي كردند و براي خود شهرك ويلايي احداث مي كردند ، شب به شب ، در بيابان هاي اطراف ورامين و شهريار و قوچان و همه ي آن جاها كه بوي زير خاكي مي داد ، هم چون اجنه ي محافظ گنج ، جولان مي دادند و وقتي هم كه به تور ايست و بازرسي بسيجيان پابرهنه مي افتادند ، بدون پياده شدن از خودروي خود ، بادي به غبغب داده و با صداي دورگه شان مي گفتند كه فائزه هاشمي هستم و با نيروي انتظامي هم آهنگ شده و يا اين كه « حاج آقا ياسرهستنند ، پسر كوچيكه ي آيت الله رفسنجاني !» بي چاره بسيجيان پابرهنه كه هاج و واج مي ماندند كه اين خانم نماينده ي مجلس است يا رييس سازمان ميراث فرهنگي ؟! اين يكي در كار نفت است و صادرات و واردات و يا پاس دار آثار باستاني ؟! غافل از اين كه اينان همه چي هستند در اين مملكت ! همين عمو ممد جان كه سال ها به عنوان رييس ستاد بازسازي مناطق جنگ زده و با اشارات خان داداش ، خورد و برد و چاپيد و با ستاد معين خرم شهر در مزارع كشت ني شكر (كه خود معضلي به سواي معضلات ديگر اين خاندان است) از شكم جماعت بي خانمان خرم شهر و آبادان بريد و به شكمبه ي فربه ي خود وصله زد ( بي نوا بازرسان سازمان بازرسي كل كشور كه با ارائه ي صدها برگ گزارش مستند از خوردن هاي ممد آقا به دفتر رياست جمهوري وقت يعني خان داداش و بزرگ خاندان اين طايفه ، با دست خط حضرت ايشان  خطاب به باي گان دفتر رياست جمهوري مواجه مي شوند كه خانم نوري ، باي گاني شود ! هنوز هم مات و مبهوتند ) و همين خان عمو ، پنج – شش سال قبل ، ضمن تباني و هم كاري با مدير كل وقت منابع طبيعي استان تهران (غلام عباس عبدي نژاد) اراضي قابل توجه اي را در منطقه ي لالون و زاگون لواسانات و روبه روي امام زاده عبدالله اين منطقه را در يكي از دفاتر اسناد رسمي تهران به نام خود ثبت مي كند . و البته بخشي از اين زمين ها از طريق مجتمع فرهنگي روشن گران (كه از متعلقات حاج ممد آقاست) مثلا به خانمي فروخته شده و بخش ديگر به نام شركت كوثر پارس ايشان كه به نام برادر حاج خانمشان قيد شده ، مثلا ثبت مي گردد . و بعد از آن هم دو شهرك فدك و ريحان ، قارچ گونه در بخشي از اين زمين ها سر در آورده و تا سه سال گذشته 18 واحد ويلايي با همه گونه امكانات رفاهي به مبلغي بالغ بر شش ميليارد تومان به فروش مي رسد ... 

      حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . ماشاءالله  هزار ماشاءالله در اين مملكت پهن آور با هفتاد ميليون جمعيت خون داده و خون دل خورده ، هرگاه پرونده ي ارتشاء ، اختلاس ، احتكار و ده ها واژه ي ديگر بر وزن افتعال گشوده شده ، به نوعي پاي اين خاندان نيز در ميان بوده است ، حال يا با مشاركت در جرم و يا با ممارست در امحاء جرم . از اولين نمونه هايش كه عيان گونه هم ثبت شده و همه گان هم در جريانند ، انواع جرم هاي ريز و درشت در وزارت خانه هاي نفت ، نيرو ، پست و تلگراف و تلفن و ... در دولت سر تا پا سازنده گي (واي بر تاريخ اين انقلاب كه دوره ي حكومت هاشمي ها را با عنوان سازنده گي به ثبت رساند !) مي باشد كه مشروح آن در رسانه هاي همان سال ها درج شده و ... و فقط درج شده و نه هيچ كار ديگر ! نمونه ي ديگر اين فعاليت هاي سر تا پا انقلابي هم در جريان رسيده گي به پرونده ي تك تكنوكرات آسمان فن سالاري ، غلام حسين خان كرباسچي ، بلده چي وقت تهران و يار غار حضرات هاشمي و مرعشي است كه با بازداشت اين جرثومه ي تباهي ، چه قشقرق و سليطه گري از جانب اين خاندان راه نيفتاد ! تا جايي كه حضرت هاشمي حتا به تريبون نماز جمعه هم رحم نكرد و در دفاع از آن ياغي همه فن حريف ، چه الم شنگه ها كه به پا نكرد و در مذمت حبسيت و قباحت در بند بودن وي ، چه روضه ها كه سر نداد !  و دست آخر هم با كشاندن مملكت به سمت شورش و آشوب و بلوا و فشار از پايين ، به چانه زني از بالا پرداخته و موجبات رهايي وي از چنگال فرشته ي عدالت را فراهم ساخت .

 

 

 اين حكايت شيرين ادامه دارد ...

 

پارتیزان

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 17:43  توسط رضا قمی  | 

حکایت

حكايت شيرين اين خاندان ! (۱)

* بخش نخست

 

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است ...

 

دريا هم به داشتن يك چنين مقامي غبطه مي خورد !

 

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . شيرين از اين جهت كه ما امت ارزش مدار اين نظام ، مجبوريم هر از چند گاهي به بلاهت اين جماعت بي ريشه (بي ريشه از اين جهت كه اصل و ريشه ي اين قماش به تركمنستان باز مي گردد و ربطي به اين آب و خاك ندارند و جد اعلاي اين ها از گردنه بگيران به نام آن بلاد بوده است . مي گوييد نه ! از جناب مستطاب ، هاشمي بهرماني بپرسيد !) يا بخنديم و يا بگرييم . حال بماند سه دهه دوشيدن اين حكومت و اين كشور توسط اين خاندان عظيم الشأن كه خودشان و اعوان و انصارشان را محق مي دانستند در هر آن چه به اين ملت خون داده و خون دل خورده تعلق داشت ، تازه پيش غذاي اين خوان سي سال گسترده شان محسوب مي شود . و البته ، اين گريه كردن ها و خنديدن ها براي ديروز و امروز اين مملكت نبوده و نيست . و باز هم البته اين دوشيدن ها هم ، حكايت خاص خودش را دارد و نوعش هم به فراخور زمان و مكان تفاوت دارد . اي كاش شما هم چون من خاطرات يكي از محافظان « آقا » را مي شنيديد كه چه ها از شيطنت هاي اين جماعت بي ريشه مي گفت و كه ها را هم دست اينان برنمي شمرد .

 

 

 

     آري ! حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . هر وقت و هر جا تا آمده ايم حرفي بزنيم ، با پشت دست بر دهانمان كوفته اند كه هيس ... ! امام گفته كه هاشمي فرزند من است ... زنده گي اين نهضت به حيات هاشمي بسته است ... هيچ كس براي « آقا » هاشمي نمي شود و ... و هيچ كس نگفت كه همين امام كبير بارها اعلام كرد كه ملاك حال فعلي افراد است ... پرونده ي جهاد و ايثار و تقواي طلحه و زبيرها بسيار تاب ناك تر از چهره ي كريه اين قماش است ... ديگر تبر علي عليه السلام هم نمي تواند شمش هاي طلاي اينان را براي بيت المال تكه تكه كند... « آقا » خاتمي را هم از موضع ره بري مورد نوازش قرار داد ولي آيا هيچ كس براي ايشان خاتمي نمي شود ؟ حال همه ي اين ها به كنار . اگر هر جمله ي حضرت « آقا » اين قدر براي جماعت همه رقمه خوش بين ، ملاك محسوب مي شود ، اين همه جملات آتشين در حمايت همه جانبه از شخص محمود احمدي نژاد به كجا مي رود ؟! چرا ناگهان در اين جا همه معاويه پرست شده و جهاد و پيكار و شمشير زدن هاي مالك را برادر كشي دانسته و عقب نشيني از چادر فرزند هنده را خواستار شده اند ؟!

 

ديدار با سفير دولت فخيمه ي بريتانياي كبير !

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . هر جا كه بوي پول از آن جا به مشام برسد ، اين جماعت خوش شامه پيش از هر كس ديگر در آن جا به پارو كردن پول مشغول اند . بنياد عريض و طويل مولي الموحدين و كرمان موتور ، ارگ جديد بم ، هفت باغ و هفت بهشت ماهان ، شركت هواپيمايي ماهان اير ، شركت كرمان خودرو و ... هر جا بحث كند و كاو آثار باستاني و زير خاكي و عتيقه جات پيش مي آيد ، نام اين جماعت هم با آن هم راه است . ماجراي باغ قلهك و سفارت ييلاقي دولت فخيمه ي انگليس كه يادتان هست ؟! اين باغ و محتويات درون آن براي آقا محسن هاشمي يك معني ديگر دارد كه به تر است اصل ماجرا را از خودش بپرسيد !

 

 

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . آن موقع كه بحث جنگ بود و جهاد و پيكار و همه هم راه با امام خويش ، شعار « جنگ ، جنگ ، تا رفع فتنه در عالم » مي دادند ، حضرت بهرماني با دور انديشي خاص خود ، فرياد « جنگ ، جنگ ، تا يك پيروزي » مي كشيد و جوانان غيور اين مرز و بوم را با سياست هاي خاص خود به عمليات هاي صرفا ايذايي تشويق مي كرد تا دشمن را به پاي ميز مذاكره بكشاند . و وقتي هم ، اين عمليات ها حتا با نيت ايذايي به پيروزي هاي غير قابل باور مي رسيد و سنگرهاي دشمن تا آن سوي دجله به عقب رانده مي شد ، حضرت ايشان با پيغام و پسغام و فرستاده و نماينده ، بچه هاي بسيج و سپاه را وادار به بازگشتن به موقعيت هاي قبلي مي كرد . نمونه اش را در بدر و در مواجهه ي با همت و مهدي باكري مي توانيد پي بگيريد ... ! و چه تماشايي بود كه در همان روزها ، قبل و بعد از آن ، اين عزيز دل همه ي عافيت طلبان عالم امكان ! پدرانه براي فرزندان اين مرز و بوم ، دل مي سوزاند و گريبان چاك مي كرد و باز هم نمونه اش يادداشت هاي حضرت ايشان در خاطرات سال شصت مي باشد : « ... چهارشنبه ، 16 دي [1360] : « محسن » آماده ي برگشتن به بلژيك ، براي ادامه ي تحصيل شده . ساعت دوازده پرواز داشت . من و « عفت » كمي نگران امنيت او در خارج هستيم . او را شناخته اند و در جزوه اي او را اسم برده اند و اخيرا دو دانش جو در آمريكا و اسپانيا ، توسط منافقين شهيد شده اند . با او صحبت كردم كه اگر احساس خطر كرد ، به كشور ديگر براي تحصيل منتقل شود و يا به ايران مراجعت نمايد . به مجلس رفتم ... « حاج احمد آقا خميني » تلفن كرد و اطلاع داد ، امروز عراقي ها شياكوه را كه چند روز پيش گرفته ايم ، پس گرفته اند و ما حدود پانصد نفر تلفات داده ايم . مقامات نظامي هم اين خبر را تأييد كرده اند . بسيار تلخ است . سپاه هم تأييد كرد ... » و چه مدبرانه جناب هاشمي بهرماني فرزند ارشد خود را (با وجود نگراني از شهادت در خارج كشور توسط منافقان كوردل) به دهان شير فرستاد تا مانند بچه پاپتي هاي بي اصل و نسب و بسيجيان پابرهنه تلف نشود و امروز پاي تخت اين كشور اسلامي بدون مدير نماند و چرخ هاي فولادين مترويش بر ريل هاي آهنين بچرخد و بسايد و هم زمان « علي » آقاي بيست و سه ساله را كه با وجود فرزند برادر بودنش ، مثل محسن عزيز مي داشتش ، در همان بلژيك به ارتباط با سازمان « سيا » تشويق كرد تا رابطه ي با ايران رونق بگيرد و بيست و شش سال بعد افشا كند كه امام خميني (ره) از اول هم مخالف طلب مرگ براي آمريكا بود !

منبع :پارتیزان

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 17:39  توسط رضا قمی  | 

براورد وترس افکنی

یک روزنامه سعودی در گزارشی از یک کتاب امریکایی ادعا کرد ایران به لحاظ نظامی بسیار ضعیف است ولی در عین حال کشورمان را خطر بزرگی برای منطقه ترسیم کرد!

 عکاظ در ارزيابي کتاب " نیروهایمسلح ايران و توانائيهاي جنگي آن" نوشت: "آنتوني کوردسمان" کارشناس امور استراتژيک و نظامي منطقه خاورميانه در اين کتاب به اين پرسش که آيا امریکا به ايران همانند عراق حمله خواهد کرد، پاسخ نداده است اما اطلاعاتي درباره توانائيهاي نظامي ايران مي دهد که در صورت بروز جنگ ايران مي تواند با اين توانائيها به منطقه آسيب برساند اما با اين وجود مي توان مانع اين آسيب رساني شد.  اين روزنامه چاپ ریاض كه موضعي منفي نسبت به ايران دارد، افزود: اين کتاب نشان مي دهد تهران امروز توانائيهاي محدودي دارد اما اگر عناصر اصلي توانائيهايش را نوسازي نمايد، قدرتش مي تواند تهديد کننده باشد.

 "فتحي عطوة" نویسنده مصری این یادداشت با اشاره به اینکه امریکا برتري هوايي بر ايران دارد، تصریح کرد: اما معلوم نيست اين سلاح بتواند همه مراکز زير زميني ايران را نابود سازد. 12 تا 15 هزار نيرو در بخش دفاع هوايي ايران فعاليت دارند. نيروي هوايي ايران به طور اساسي بر موشکهاي زمين به هوا متکي است

عکاظ در ادامه به نقل از اين کتاب با اشاره به پيشرفت تسليحاتي ايران نوشت: هنوز دفاع هوايي ايران قديمي و ضعيف است و سيستمهاي اصلي آن مبتني بر تکنولوژي 35 سال پيش است.نویسنده این گزارش که عضو مرکز "دار الفکر عربی" در قاهره است و مقالات بسیاری در خصوص ایران نوشته است، در ادامه بدون در نظر گرفتن بیش از 10 میلیون عضو نیروهای مقاومت بسیج جمهوری اسلامی ادعا کرد نيروهاي مسلح ايران به بيش از 545 هزار نفر مي رسد اما 220 هزار نفر از اين تعداد فقط آموزش محدودي ديده اند و فعاليت نظامي حاشيه اي دارند.اين کتاب تعداد نيروهاي ذخيره ايران را 350 هزار نفر اعلام مي کند.نویسنده این کتاب که پیشتر بارها از قدرت ایران ابراز خشم کرده است، ابراز عقیده کرد: نيروي زميني ايران بين 1600 تا 1750 فروند تانک، حدود 720 خودروي زرهي، 650 نفر بر زرهي، بيش از 300 توپخانه اتوماتيک، بيش از 2 هزار توپخانه اي دستي و حدود 900 سکوي پرتاب موشک در اختيار دارد. ايران، تجهيزات، پشتيباني و کادر فرماندهي لازم را براي استفاده از اين نيروها در اختيار ندارد و براي آموزش و سازماندهي آنها ماهها زمان نياز است.وی همچنین ادعا کرد: ايران توانائي محدودي براي عمليات نظامي و استفاده از تسليحات مختلف و مانور دراز مدت دارد.

 عكاظ كه از جوانترين و جنجالي ترين روزنامه هاي عربستان است، بدون توجه به اینکه پیشتر تعداد نيروي مسلح ايران را 545 هزار نفر اعلام کرده بود، درباره مجموع نیروهای ارتش و سپاه می نویسد: ايران بيش از 100 هزار سرباز در نيروي زميني، دو هزار نفر در نيروي هوايي و بيست هزار نفر در نيروي دريايي دارد.

 عطوة علیرغم تمام مطالب فوق به نقل از این کتاب امریکایی و بدون اشاره به اینکه ایران در طول هشت سال دفاع مقدس که عربستان از حامیان عراق در بمباران های شیمیایی بود، هیچگاه از سلاح کشتار جمعی بهره نگرفت؛ ايران را يک تهديد غير عادي در زمينه هایی همچون حمله به ديگران با استفاده از سلاح شيميايي دانست.

 این روزنامه که در جنگ 33 روزه لبنان موضع مناسبی در برابر مقاومت نداشت و اسرائیل را خطری برای اعراب نمی دانست، تشکيل مجموعه بزرگي از نيروهاي غير کلاسيک را که مي توانند با جنگهاي نابرابر و از جمله جنگ فرسايشي درازمدت، همسايگان را تهديد کنند، خطر دیگر ایران دانست و ابراز عقیده کرد: اهداف حمله ايران شامل راههاي کشتيراني،تاسيسات نفتي، تاسيسات انرژي و ايستگاههاي تصفيه آب است.

اقدام ايران به مين گذاري در آبهاي خليج فارس، بمبارانها،عمليات تخريب، حملات و تجاوزات مرزي از دیگر ادعاهای این روزنامه بر اساس کتاب کوردسمان است و به نقل از وی درباره سياست امریکا در قبال تهران مي نویسد: ايران دولتي است که مي توان آن را کنترل کرد. سياستي که آميزه اي از بازدارندگي، مهار، تشويق، تلاش براي بدست آوردن زمان، دادن فرصت و انجام گفتگو و مذاکرات است؛ بايد در قبال ايران در پيش گرفته شود.

منبع خبر :رجا نیوز

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 17:36  توسط رضا قمی  | 

بوتو

محمدكاظم روحاني‌نژاد، خبرنگار قديمي صداوسيما، در وبلاگ خود (قلم خاطرات) نوشت: اين روزها خبر ترور خانم «بي‌نظير بوتو»، نخست‌وزير اسبق و از سياستمداران برجسته پاکستان، در صدر خبرهاي جهان است. صرف نظر از زندگي پرفراز و شيب خانواده بوتو و نقش‌آفريني آنان در صحنه سياسي اين کشور، ترور بي‌نظير که سومين قرباني اين خانواده در ميدان نبرد قدرت و رقابت سياسي پاکستان به شمار مي‌رود، سرنوشت ترحم‌آميزي براي او و خانواده‌اش در افکار عمومي جهان از جمله منطقه رقم زد.

او در دوران نخست‌وزيري‌اش دو بار به ايران سفر کرد که يک نوبت آن، ديدار رسمي به دعوت آقاي‌ هاشمي رفسنجاني، رئيس‌جمهور وقت بود. به ياد دارم بي‌نظير بوتو هنگام پياده شدن از هواپيما در فرودگاه مهرآباد تهران، چادري مشکي بر دوش خود انداخته بود و روسري سفت و محکم سفيد رنگي هم به سر داشت و آقاي ‌هاشمي به شوخي به او گفت، چقدر خودتان را پيچانده‌ايد...!!
 
  
 
 
ورود بوتو به فرودگاه مهرآباد
 
گروهي از پاکستاني‌هاي مقيم ايران هم که عمدتا خانواده کارکنان سفارت اين کشور بودند، با اجتماع در بيرون از ساختمان پاويون جمهوري، به زبان فارسي شعار مي‌دادند: «محترم بي‌نظير بوتو زنده باد».

در مصاحبه‌اي که با بي‌نظير داشتم او سعي داشت گاهي با کلمات فارسي دلبستگي و تعلقش به ايران را نشان دهد و در تشريح برنامه‌هاي ديدارش از ايران گفت: زيارت حضرت امام رضا(ع) از آرزوهاي من است که انشاءالله انجام خواهد شد.
 
 
مادر بوتو از ايراني بودنش مي‌گويد (سال ۶۹ اسلام آباد)
 
دوران نخست‌وزيري بي‌نظير بوتو تلخ تمام شد و او پس از برکناري توسط «غلام اسحق خان» و به قول آقاي کروبي، رئيس پيشين مجلس شوراي اسلامي، «اسحق غلام خان»، رئيس‌جمهور پيشين پاکستان و به قدرت رسيدن «محمد نواز شريف»، نخست‌وزير پيشين اين کشور، به اتهام سوءاستفاده از قدرت به زندان افتاد.

به خاطر دارم در سفر حجت‌الاسلام و المسلمين مهدي کروبي به پاکستان، که من به عنوان خبرنگار همراه او بودم، خانم «نصرت بوتو»، مادر بي‌نظير، که آن زمان نماينده ايالت سند در مجلس پاکستان بود در حاشيه کنفرانس مطبوعاتي کروبي، به ديدار هيأت ايراني آمد. نصرت بوتو که لباس آبي روشن به تن و روسري سبزي به سر داشت دقايقي با من گفت‌وگو کرد. نصرت بوتو به زبان فارسي که البته کمي هم دري بود گفت: من دختر «حاج علي صابونچي»، تاجر معروف اصفهاني‌ام و افتخار مي‌کنم تبارم ايراني و شيعه است! از او پرسيدم، از خانم بي‌نظير چه خبر؟ نصرت بوتو آهي کشيد و گفت: هم بي‌نظير و هم «آصف علي زرداري»؛ همسرش، مدتي است در زندان هستند و من الان آمده‌ام از رئيس مجلس ايران بخواهم براي آزادي او از زندان، با مقامات پاکستان گفت‌وگو و به اين موضوع کمک کند. البته دقايقي بعد با آقاي کروبي گفت‌وگو و رئيس مجلس وقت ايران هم اظهار اميدواري کرد مشکل ايشان هر چه زودتر حل شود. که البته نشد و پس از يک مدت طولاني، بي‌نظير به خارج ازپاکستان تبعيد گرديد و بازگشت دوباره او هرچند با استقبال گسترده طرفداران حزب مردم روبه‌رو شد، اما با سرانجامي تلخ يعني مرگ بر اثر اصابت گلوله و انفجار بمبي قوي پايان يافت.

 
  
جالب است بدانيد خانواده بوتو از سازمان ملل خواست درباره ترور بي‌نظير و شناسايي عوامل آن تحقيق کند اما آمريکا آن را رد کرد و مانع انجام اين تحقيق شد و اين موضوع نشان مي‌دهد که داستان چيست!؟
 
 
برگرفته از صبح سراوان ۲
+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 17:1  توسط رضا قمی  | 

تمجید نیویورک تایمز از تنش زدایی قالیباف

تمجید نیویورک تایمز از تنش زدایی قالیباف چاپ ارسال به دوست
  اين گزارش با اشاره به سوابق قاليباف می نویسد «وي همچنين عضو تشكيلات تازه‌اي است كه اعتقاد دارند محمود احمدي نژاد ، رئيس جمهور ايران با سخنان ضدغربي و تلخ و با سياست انزواطلبانه به اقتصاد ايران صدمه وارد كرده است.»
يك روزنامه آمريكايي با اشاره به حضور "محمد باقر قاليباف" شهردار تهران در اجلاس جهاني اقتصاد در داووس، به تلاش وي براي كاهش انزواي ايران پرداخت.
  
 
به گزارش بولتن نیوز اين روزنامه اين اجلاس اقتصادي را كه در روستاي "داووس" در سوئيس برگزار مي‌شود سكوي پرتابي براي افرادي توصيف كرد كه به دنبال رسيدن به قدرت تجاري و سياسي هستند.
اين روزنامه از حضور شهردار 46 ساله تهران در اين گردهمايي خبر داد و افزود وي قصد دارد در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ايران به عنوان " قدرت‌طلب مدرن" شركت كند.
در ادامه اين گزارش با اشاره به سوابق قاليباف در انتخابات قبلي و عضويت در سپاه پاسداران، آمده است: «وي همچنين عضو تشكيلات تازه‌اي است كه اعتقاد دارند محمود احمدي نژاد ، رئيس جمهور ايران با سخنان ضدغربي و تلخ و با سياست انزواطلبانه به اقتصاد ايران صدمه وارد كرده است.»
قاليباف روز جمعه در هتل محل اقامتش در داووس در مصاحبه‌اي در پاسخ به سوالي درباره احتمال حضور مجدد در انتخابات رياست جمهوري گفت: «مهم، خواست مردم است. تا برگزاري انتخابات وقت زيادي باقي مانده و زمان همه چيز را معلوم مي‌كند.»
اين روزنامه در تمجيد از رويكرد قاليباف ارزيابي كرد: «اگر قرار شود وي در انتخابات حضور يابد براي باز كردن فضاي بيشتر بمنظور جذب سرمايه‌هاي خارجي و در نتيجه كاهش نرخ بيكاري تلاش خواهد كرد.»
نيويورك تايمز افزود: «احتمال رئيس جمهور شدن قاليباف كم نيست. احمدي نژاد نيز شهردار تهران بود. از طرف ديگر قاليباف معتقد است اقداماتي كه از زمان تصدي شهرداري تهران در سال 2005 انجام داده (از قبيل توسعه پروژه هاي حمل ونقل عمومي و ايجاد شوراهاي محلي) وي را در شرايط بهتري قرار خواهد داد.»
اين روزنامه گزارش داد: «قاليباف در مدت دو سال و نيمي كه در اين سمت قرار داشته، پلها و بزرگراه هاي زيادي ساخته شده، وضعيت پياده روها و آسفالت خيابان‌ها بهتر شده است. بدين ترتيب قاليباف به عنوان فردي كه مي‌تواند كاري انجام دهد شهرت پيدا كرده است.»
با اين حال قاليباف هدف خود از حضور در اين گردهمايي را قانع كردن كشورهاي خارجي درباره فرصت‌هاي پايدار اقتصادي در تهران و نيز وجود امنيت در اين شهر اعلام كرد.
+ نوشته شده در  86/11/08ساعت 19:2  توسط رضا قمی  | 

سپر دفاع موشکی امریکا

 

   
Image
يك راز كوچك در مورد دفاع ملي موشكي ايالات متحده وجود دارد كه پنتاگون نمي‌خواهند شما آن را بدانيد. راز اين است: سيستم كنوني دفاع موشكي از پايه معيوب است".


 نويسنده:رابرت فريمن

طرح بلندپروازانه دفاع ملي موشكي آمريكا كه از سوي پنتاگون و با هدف مقابله با حملات كشورهاي ديگر طراحي و اجرا گرديده است با مخالفت‌هاي گسترده داخلي و خارجي روبه‌رو شده است. در اين طرح ضمن استقرار موشك‌هايي در خاك آمريكا، كليه موشك‌هاي بالستيك، پرتاب شده به سوي اهدافي در خاك ايالات متحده ره‌گيري و منهدم مي‌گردد. برنده اصلي اين طرح كه تاكنون صدها ميليارد دلار براي آن هزينه شده و پيش‌بيني مي‌شود كه در مجموع يك تريليون دلار هزينه خواهد داشت، ابرشركت‌هايي هستند كه در سايه اين پروژه، سودهاي هنگفتي به دست خواهند آورد. نويسنده اين مقابله با بررسي ابعاد مختلف اين طرح و كارايي احتمالي آن در صورت مواجهه با تهديدي واقعي، معتقد است كه مردم آمريكا در نهايت بازنده اصلي چنين طرح‌هاي بلندپروازانه و بي‌فايده‌اي هستند.

يك راز كوچك در مورد دفاع ملي موشكي ايالات متحده وجود دارد كه پنتاگون نمي‌خواهند شما آن را بدانيد. راز اين است: سيستم كنوني دفاع موشكي از پايه معيوب است". اين وضعيت نه تنها از بعد تكنولوژيكي ،‌بلكه از لحاظ منطق و مفهوم وجود دارد. چرا كه اين سيستم نبايد بنا مي گرديد حتي نبايد اين پروژه آغاز مي‌شد و نظير جنگ ما در عراق ،‌ اگر اين سيستم به كار گرفته شود ايالات متحده بي‌دفاع‌تر و خطرپذيرتر از وضعيتي خواهد بود كه اصولا اين سيستم وجود خارجي نداشت. اجازه بدهيد كه بيشتر در اين مورد بينديشيم .اصولا ايده دفاع ملي موشكي، ايده خوبي است يا خير؟ و نظير هر سيستم پيچيده ديگر كه بايد چهار مرحله توجيه فني و عملي را بگذارند. آيا اصولا اين آزمون‌ها ضروري‌اند؟ و آيا اين سيستم دفاعي، كارايي خواهد داشت؟‌ و آيا جايگزين‌هاي ديگري براي آن وجود دارد؟ و آيا منافع آن بيش از معايب آن است؟ اين موارد نكاتي ساده اما بسيار حايز اهميت هستند. مشكل سيستم دفاعي موشكي اين است كه اين سيستم در همه اين چهار مرحله شكست خواهد خورد.

اينك به اين نكات توجه نماييد:

الف) آيا اين سيستم دفاع ملي موشكي ضروري است؟

به خاطر داشته باشيد كه اين طرح بلندپروازانه، براي دفاع از امريكا در برابر پرتاب موشك‌هاي اتمي دولت‌هاي محور شرارت ايجاد شده است. اما اين طرح از ريشه مضحك است چرا كه حتي تصور اين حرف‌ها هم به سختي ممكن است . همچنين بايد دانست كه چهار كشور مورد نظر دولت امريكا (يعني كره شمالي ، سوريه، ايران و عراق) اصولا فاقد موشك‌هاي بالستيك هستند. اين سناريو در سال 1997 ميلادي طراحي شده بود كه بر مبناي آن ، كره شمالي در 8 سال آينده به اين موشك‌ها دست مي‌يافت. اما برنامه توسعه موشكي اين كشور، دو سال قبل از آن يعني سال 1995 ميلادي متوقف شده بود. به علاوه، درحالي كه كره شمالي توافقاتي با كره جنوبي به دست‌آورده، اما طرح دفاع موشكي همچنان تداوم يافته و بدون هيچ تغييري دنبال شده است.
ساير اين دولت‌هاي محور شرارت چه وضعيتي دارند؟ عراق كه با اشغال نظامي روبه رو شده و ديگر تهديدي عليه هيچ كس به جز سربازان بي‌دفاع ارتش امريكا محسوب نمي‌شود. ايران نيز داراي موشك‌هاي بالستيك و هسته‌اي نيست. همچنين ليبي حتي از ساخت يك ساعت معمولي كه بتواند همتراز با دقت مورد نياز در ساخت يك موشك بين قاره‌اي به كار رود ناتوان است. لذا حتي صحبت از دارا بودن موشك‌هايي كه بتواند نقاطي در چند هزار مايلي را مورد هدف قرار دهد بي‌معني مي‌باشد.

ب) آيا اين سيستم داراي كارايي مورد نظر پنتاگون خواهد بود؟


آزمون‌هايي كه تاكنون انجام شده است، بيش از آنكه با ارزش باشند، وضعيتي طنز‌آميز داشته‌اند. چرا كه بيشتر اين آزمايش‌ها باشكست روبه‌رو شده‌اند. البته بعدها دست‌اندركاران يكي از پروژه‌ها اعتراف نمودند كه براي دستكاري نتايج، تحت فشار بوده‌اند. به علاوه در آزمايش‌هاي اخير هدف مورد نظر، يك دستگاه فرستنده ردياب بوده است كه مسير حركت خود را اعلام مي‌كند. بدين ترتيب تنها يك قاطر كور قادر به يافتن اين هدف ها نخواهد بود. بايد دانست كه مشكلات مربوط به كارايي اين سيستم در چهار گروه قابل ذكر است:

نكته اول اينكه ، اصولا هدف قرار دادن يك گلوله با يك گلوله ديگر، كاري بسيار مشكل و تاحدودي غيرعملي است. در واقع بايد دانست كه اين موشك‌ها با سرعتي 10 برابر يك گلوله معمولي، به سوي مقصد پرتاب مي‌شوند.

نكته دوم نيز به آزمون‌هاي انجام شده باز مي‌گردد، چرا كه در يك سيستم كارا و عملياتي دفاع موشكي كه بزرگ‌ترين ماشين ساخته شده بشر تاكنون است، ميليون‌ها قطعه و صدها ميليون كد رايانه‌اي وجود دارد كه ميليون‌ها مايل از فضاي پيرامون زمين را در بر مي‌گيرد. به علاوه، اين سيستم بايد كاملا دقيق بوده و به صورتي موفق عمل نمايد اما سيستم كنوني، هيچ گاه در يك جهان واقعي در مورد آزمايش قرار نگرفته است.

در مورد اين مساله كمي بيشتر بيانديشيد. آيا شما نيز سيستم حسابداري شركت خود را بدين گونه مديريت مي‌كنيد؟ و آيا شما همه صورت‌ حساب‌هاي مربوط به يك هزينه را با چشماني بسته پرداخت مي‌كنيد؟ و آيا شما بايد همه هزينه‌هاي مربوط به سيستمي را كه تاكنون هرگز در دنياي واقعي آزمون نشده بپردازيد؟

سومين نكته نيز اين است كه اين سيستم فاقد توانايي در تشخيص ميان اهداف واقعي و اهداف گمراه‌كننده است. اما كاملا واضح است كه پرتاب اين موشك‌هاي گمراه كننده ، بسيار ارزان‌تر و ساده‌تر از منهدم كردن اين اهداف خواهد بود. لذا در رويارويي دو سيستم تهاجمي و تدافعي، پيروزي كشور مدافع، بسيار مشكل است. هر چند شكست فاجعه‌آميز اين دفاع موشكي، از هم اكنون قابل پيش‌بيني است. اما آخرين و مهم‌ترين مشكل اين است كه يك بمب قرارداده شده در بخش باريك كشتي و يا در بخش تحتاني يك كاميون، مي‌تواند كل اين سيستم را فلج كند. اين روشي است كه يك مهاجم واقعي مي‌تواند از آن بهره بگيرد. (به حوادث 11 سپتامبر توجه كنيد) اين روشي ساده‌تر ، سريع‌تر ،‌كم‌هزينه‌تر ،موفقيت‌آميزتر و عاقلانه‌تر در مقايسه با استفاده از موشك‌هاي بين قاره‌اي است كه گازهاي فراواني نيز از انتهاي آن خارج مي‌شود؛ چرا كه سيستم دفاعي موشكي ما در برابر اين گونه حملات كاملا ناكار است به علاوه اين روش نيازي به كار پيچيده مهندسي و سرمايه‌گذاري هنگفت مالي ندارد.

ج) آيا جايگزين‌هاي بهتري براي اين سيستم دفاع موشكي وجود دارد؟

پيش‌بيني‌هاي محافظه‌كارانه‌تر نشان مي‌دهد كه استقرار اين سيستم، صدها ميليارد دلار هزينه دارد(90 ميليارد دلار تاكنون در اين بخش هزينه گرديده و ما هنوز نتوانسته‌ايم بهره‌برداري از اين سيستم را آغاز كنيم.) منتقدان اين سيستم معتقدند كه استقرار كامل اين سيستم، به هزينه‌اي معادل يك تريليون دلار نيازمند خواهد بود. اگر هم به تاريخچه ولخرجي‌هاي پرهزينه پنتاگون نگاهي بياندازيد،دلايل خوبي وجود دارد كه اين پيش‌بيني دور از واقع نيست. (خريد چكش‌هاي 700 دلاري براي استفاده سربازان در مناطق جنگي از سوي پنتاگون در چند سال پيش را بسياري از ما به خاطر داريم.)

استفاده مناسب از اين بودجه‌ يك تريليون دلاري مي‌تواند بخش مهمي از بدهي ملي كنوني 7 تريليون‌دلاري دولت ما را پرداخت كند. همچنين مي‌تواند با اين بودجه، در برابر كشورهاي محور شرارت، علاوه بر پرداخت مشوق‌هاي مناسب مالي در جهت متوقف كردن برنامه‌هاي توسعه موشكي ،‌كشتي‌هاي جنگي نيروي دريايي ايالات متحده را نيز به صورت دايمي در سواحل اين دولت‌ها، مستقر نموده تا همه موشك‌هاي شليك شده از خاك اين كشورها را هدف قرار دهند. به علاوه امكان ارايه كمك‌هاي اقتصادي دولت امريكا جهت توسعه اين كشورها نيز در كنار امكان دستيابي آنان به بازار امريكا از جمله ساير راه‌حل ‌هاي ممكن خواهد بود.انجام همه اين اقدامات، هزينه‌اي بسيار كمتر در مقايسه با استقرار سيستم دفاع ملي موشكي، در بر خواهد داشت. مطمئنا اين راهكارها اثر بخش‌تر نيز خواهند بود. به ويژه اينكه همان طور كه دولت كره شمالي بارها اعلام نموده است، در صورت كمك‌هاي مالي و فني دولت ما، از برنامه‌هاي مربوط به توسعه سلاح‌هاي هسته‌اي خود چشم پوشي مي‌كند.

د) در نهايت نيز اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا اين سيستم منافعي بيش از مضرات آن خواهد داشت
؟

پاسخ به اين سوال مي‌تواند به مهم‌ترين شاخص سنجش موفقيت‌ سيستم دفاعي ملي موشكي ايالات متحده تبديل شود. چرا كه استقرار كامل اين سيستم، منجر به نابودي كليه فعاليت‌هاي پيشين در زمينه كنترل سلاح‌هاي كشتار جمعي در 50 سال اخير خواهد شد.

به علاوه بر اين سيستم نوين، امريكا به دولتي مهاجم و نابودكننده بدل مي‌شود. دو دولت چين و روسيه اعلام كردند كه در پاسخ به بكارگيري اين سيستم از سوي ارتش امريكا، با افزايش قابليت‌هاي تهاجمي خويش به مقابله خواهند پرداخت. بدين ترتيب، اين كار مي‌تواند به يك مسابقه جهاني در زمينه گسترش تسليحات جنگي به ويژه در منطقه حساس جنوب آسيا منجر شود.

متحدان اروپايي ما نيز در برابر اين طرح موضع‌گيري كرده‌اند، به ويژه اينكه آنان معتقدند، اين كار دنيا را ناامن‌تر خواهد كرد. رئيس جمهور فرانسه در ديدار خود با رئيس جمهور كشور ما و همزمان با اولين ديدار جرج بوش پس از اروپا، چنين گفته بود: «اين يك دعوت پرهزينه به گسترش تسليحات نظامي است. پاسخ كره شمالي به اشغال عراق نيز بايد مورد توجه شما قرار گيرد چرا كه دولت اين كشور سلاح‌هاي هسته‌اي را به عنوان يك عامل اطمينان‌بخش در برابر تهاجم به سرزمين‌ خويش برگزيده است و اين كار منطقي مي‌باشد.»

يك منطق مشابه نيز در بخش دفاع موشكي وجود دارد. اگر ايالات متحده خواهان ساخت آن بوده و ديگران معتقدند كه اين كار باعث تهديد امنيت آنهاست، آنان بي‌كار نخواهند نشست و به گسترش زرادخانه هسته‌اي خود مي پردازند تا در برابر اقدامات ايالات متحده به دفاعي موثر دست بزنند؛ لذا سلاح‌هاي هسته‌اي بيشتري در سراسر دنيا و در ميان دولت‌هايي بيشتر، گسترش خواهد يافت كه در مجموع به ناپايداري وضعيت جهان در مقايسه با دوره پيش از استقرار اين سيستم،منجر خواهد گرديد تا اينجا ما با 4 مرحله‌اي آشنا شديم كه براي توجيه فني و اجرايي يك سيستم تسليحاتي ضروري است چرا كه يك سيستم در مرحله اول بايد ضروري ودر مرحله بعد؛ منافعش بيش از معايبش باشد. ما معتقديم كه سيستم كنوني دفاع ملي موشكي ايالات متحده هيچ يك از اين مراحل را با موفقيت طي نخواهد كرد، لذا اين طرح برنامه‌اي خطرناك و بيمار است اما چرا با وجود همه اين مشكلات اين طرح همچنان در حال اجرا است؟

نكته اول را بايد در اين حقيقت جست‌‍‌وجو كرد كه اصولا اين سيستم به هيچ وجه رويكردي دفاعي نداشته است. حتي مدافعان اين سيستم نيز بيش از ساير مردم از اين امر آگاه هستند. چرا كه از ديرباز "دفاع موشكي" ،‌سيستمي تهاجمي و نه تدافعي بوده است. و در گام بعدي كنترل فضا به عنوان جبهه عملياتي آن برگزيده شده است و هيچ يك از نقاط دنيا از تيررس اين موشك‌ها در امان نخواهد بود. از روزهاي آغازين به وجود آمدن اين ايده كه به عنوان جنگ ستارگان شناخته مي‌شد، قلب دفاع موشكي در اشعه‌هاي ليزر هدايت سلاح‌هاي هسته‌اي قرار داشت. اين سيستم ارايه‌كننده يك طرح پيچيده بود كه بر اساس آن، سلاح‌هاي هسته‌اي ايالات متحده در فضا مستقر مي شد.
رودي وود روف فيزيكداني كه برنامه‌ اشعه ايكس را در آزمايشگاه "لاورنس ليورمور" مديريت كرد چنين گفته بود: « اگر اشعه ليزر اين قدرت را داشته باشد كه موشك‌هاي دشمن را نابود كند، مطمئنا مي‌تواند اهدافي را در سطح زمين نيز با سرعت و قدرتي بالا منهدم نمايد.»

براي پافشاري بر اين نكته، به اين خبر كه در وب‌سايت "اخبار فضايي و امنيتي "‌ منتشر گرديده است، توجه كنيد: " مطالعات انجام شده توسط بخشي دفاعي به اين نتيجه رسيده است كه پيش از آنكه سيستم مربوط به ايستگاه‌‌هاي نبرد ليزري به وضعيتي دست يابد كه واقعا در مقابله با موشك‌هاي بالستيكي مفيد باشد، اين سيستم به آن اندازه قدرتمند خواهد بود كه شهرها را در چند دقيقه نابود نمايد.»

همراه با دكترين راديكال بوش در مورد سياست‌ جنگ‌هاي پيش‌گيرنده، سيستم دفاع ملي موشكي به ايالات متحده اين قدرت را خواهد داد كه به توانايي اجراي اين عمليات‌هاي پيش‌دستانه، دست يابد. چرا كه توانايي يك كشور در انهدام تسليحات نظامي كشوري ديگر، حتي پيش از آنكه از اين سلاح‌ها استفاده كند به معناي دستيابي به قدرتي بلامنازع خواهد بود.

بدين ترتيب علي‌رغم همه تلاش‌هايي كه تاكنون در جهت ايمن‌تر نمودن دنيا از تهديدات هسته‌اي انجام شده است. استقرار اين سيستم ملي دفاع موشكي به افزايش ريسك اين حملات منتهي خواهد بود. چرا كه نظامي كردن فضا ارزان‌تر، اطمينان بخش‌تر و دقيق‌تر بوده و با موفقيت بيشتري نيز همراه است.

به‌علاوه، يكي از دلايل منطقي ايجاد اين دفاع موشكي، كمك به رشد مالي كارگزاران صنعتي - نظامي طرف قرارداد با پنتاگون مي‌باشد. به دنبال افول اقتصادي اين ابرشركت‌ها پس از پايان جنگ سرد، در سايه تحقق چنين طرح‌هايي، مطمئنا اين ابرشركت‌ها به منافع مالي قابل توجهي دست خواهند يافت. اين ابرشركت‌ها غول پيكرند. آنها قدرتمندند و ميليون‌ها دلار صرف خريد سياست‌مداران مي‌كنند، همان طور كه ما براي خريدهاي روزمره خويش به يك بقالي مي‌رويم. از ديدگاه آنان، دفاع موشكي، يك سيستم تسليحاتي كامل است . هر چند در واقع، اين مجموعه غيرضروري و ناكارآ بوده و صدها ميليارد دلار هزينه در برداشته است.

به علاوه، اين كار موجب جهت‌گيري و اقدامات تدافعي از سوي دولت‌هاي روسيه و چين شده است كه مي تواند به بروز يك مسابقه جهاني ديگر تسليحاتي منجر گردد كه بر اساس آن ، همه جنبه‌هاي درگير منازعات بين‌المللي تلاش مي‌كنند تا خود را در نيمه اول قرن بيست و يكم به تجهيزات كشتار جمعي مسلح كنند.

علي‌رغم شكست دولت امريكا در اشغال عراق، بايد اذعان كرد كه ما در جنگ سرد به پيروزي دست يافتيم. هم اكنون نيز دولت ما قدرتمندتر از هر زمان ديگري است . اما در كنار اين قدرت، بايد عاقلانه عمل نمود تا همه تلاش‌هاي انجام گرفته در جهت ايجاد صلح، به موفقيت منجر شود . ما در آستانه دوره‌اي حساس قرار گرفته‌ايم كه مي‌تواند به افزايش تعداد دشمنان ما منجر شود. سياست‌ كليدي ما بايد تلاش در جهت همكاري بيشتر صلح‌جويانه همه انسان‌ها و دولت‌ها در كنار يكديگر باشد. دفاع موشكي مي‌تواند منجر به بر هم زدن بسياري از معادلات جهاني گردد، چرا كه در سايه استقرار اين سيستم نامتعادل و پايان‌ناپذير در بخش صنايع تسليحاتي ايالات متحده بسياري از آرزوهاي صلح‌جويانه مردم دنيا كه همواره خواهان آن بوده‌اند ناكام خواهد ماند، وضعيتي كه مورد نظر و خواست دروني بسياري از ما نيست.

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت 18:54  توسط رضا قمی  | 

امار وبگذر از سایت من


آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 انگلستان

218

47.59%

2 ج. ا. ايران

216

47.16%

3 آمريکا

5

1.09%

4 آلمان

3

0.65%

5 امارات

2

0.43%

6 کويت

2

0.43%

7 فرانسه

2

0.43%

8 سوئد

2

0.43%

9 يونان

1

0.21%

10 اوکراين

1

0.21%

11 سوئيس

1

0.21%

12 تايلند

1

0.21%

13 اسلواكی

1

0.21%

بقيه کشورها

3

0.65%

مجموع

458

100%

 

امار بازدید ها در هفته {۳} ابتدائی  جاله که بیشترشون غیر ایران هستند  متشکرم  رضا

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت 10:13  توسط رضا قمی  |